وقایع اتفاقیه/۴

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
۳ هفته‌نامه وقایع اتفاقیه (۱۲۲۹ خورشیدی)  از حکومت قاجار
نومره چهارم
۵
تاریخ چاپ این نسخه ۲۶ ربیع‌الثانی ۱۲۶۷ قمری برابر با ۹ اسفند ۱۲۲۹ هجری خورشیدی است.


روزنامهٔ وقایع اتفاقیّه بتاریخ جمعه بیست و ششم شهر ربیع‌الثانی مطابق سال ایت‌ئیل سنه ۱۲۶۷


نومره ۴

هر کس در طهران طالب نسخهٔ ازین روزنامها باشد در بازار در دکّان میر سیّد کاظم بلُورفروش فروخته می‌شود

Vaghaye-Etefaghieh-Logo-Lion Sun issue 004.jpg

قیمت یک نُسخه ده‌شاهی

سه ماه شش‌هزار

ششماه یک تومان و دو هزار

یکسال دو تومان چهار هزار


اخبارات داخلهٔ ممالک محروسهٔ پادشاهی

دارالخلافه طهران

از آنجا که اولیای سلطنت سنیّه ایران همواره در انضباط سدود و امور دولت و انتظام حدود و سنور مملکت اوقات مصروف دارند تا قواعد مستحسنه عدیده و قوانین مُبیّنه جدیده که در سایر دُول معمُول و درایندولت متروک است پدیدار نمایند لهذا حُکم بتذکره مرور نمودند که در جمیع شهرهای معظّم ممالک محروسه تذکره بدهند و در ابتدای حدود و سُنور از جانب دولت قراول مامور شود و متردّدین بی‌تذکره مرور از بلدان معظمه از شهری بشهری و از ولایتی بولایتی نروند درین باب کتابچه مبسوطه محتوی بر فصول مفصّله مرقوم کردید و بتجمیع ولایاتی که لازم است ارسال داشته و خواهند داشت که از قرار شرح کتابچه معمول دارند و انشاءالله معلوم خواهد شد که فواید کلّی برای اسایش رعیّت و انتظام امور مملکت حاصل میکردد و عنقریب نتایج نیکو و محاسن خجسته بطوری شایسته ازینعمل بظهور خواهد رسید محسنات آن زیاده از ان است که نوشته شود بعون‌الله تعالی بزودی ظاهر خواهد شد

چون بی‌نظمی ولایت خوی و نرسیدن مالیات آنجا معروض اولیای دولت علیّه شد لهذا محمّد رحیم میرزای حاکم و حاجی حاتم خان پیشکار را معزول و محمّد رحیم خان نسقچی‌باشی را بحکومت آنجا منصوب نمودند و روز یکشنبه بیست و یکم خلعت حکومت پوشیده این روزها خواهد رفت و از قراریکه بسمع اولیای دولت علیّه ریسد بسبب ملخ خوارکی که دو سه سال متوالی در آنولایت حادث شد قدری شکستکی و پریشانی برعیّت آنولایت وارد آمده لهذا اولیای دولت علیّه قرارهای درست و بقدر ضرورت تعادُل و تخفیفی در حقّ اهالی آنولایت منظور داشتند که رفع پریشانی و شکستکی آنولایت بشود

حکام اردبیل و مشکین و قراچه‌داغ که از دارالخلافه مأموُر بودند در روز سه‌شنبه بیست و سیّم مُرخصّ شده از دارالخلافه روانه شدند

نیازمحرم فرستادهٔ خان خیوق که در هفتم اینماه وارد شده بود در روز بیست و یکم بحضور اعلیحضرت پادشاهی مشرّف شده ذریعه و دو راس اسب و یک بَهْلَه قوش تَیقون که داشت از حضور کذراند

از روزیکه سرکار اعلیحضرت پادشاهی سریر سلطنت و جهانبانی را بوُجود مسعود زیب و زینت داده‌اند اولیای دولت علیّه در آبادی ممالک محروسه عُموماً و دارالخلافه طهران خُصوصاً سعی و اهتمام دارند جناب اتابک اعظم امیرکبیر در دارالخلافه طهران یک ماه از عید نوروز سنه ایت ئیل کذشته از خود بنای کاروانسرا و بازاری کُذاشتند که کاروانسرای آن موسوم بسرای اتابکیّه و مشتمل است بر سیصد و سی و شش حُجره تحتانی و فوقانی از سه راسته بازار که دکّاکین متعدّده بسیار دارند بکاروانسرای مزبُور راه است بازارها در ماه مبارک رمضان تمام شده و اصناف از آنوقت نشسته‌اند در کمال خُوبی و آبادنیست کاروانسرا هم تا اوّل حُوت تمام شُد که در روز دوشنبه بیست و دویّم که پنج روز از حُوت کُذشته تُجّار آمده حُجرات آنجا را کرفته نشستند و بقسمی این کاروانسرا خُوب ساخته شده است که تُجّار در کرفتند حُجَرات آن با هم مُناظره و حرف دارند

میرزا قوما را که در روُزنامهٔ هفتهٔ اوّل نوشته شُده بُود که کرفته‌اند می‌آوردند در روز دوشنبه بیست و دویّم وارد دارالخلافه نمودند

فوج اخلاص افشار که مُدّتی بود در رکاب مشغُول مشق بُودند این روزها مواجبشان را داده مُرخصّ خانه نموُدند که بعد از عید برای سفر کرکان تدارک خود را دیده حاضر شوند

علیقُلی‌خان شقاقی که منصب یاوری در فوج مُخبران شقاقی داشت چُون در خُراسان خدمت خوب نمایان کرده بُود بمنصب سرهنکی فوج دامغان سرافراز کردیده و در رُوز یکشنبه بیست و یکم بیرون رفت

لنزی صاحب مرحوم از جُمله نجبای ولایت انکلیس و از اوجاق و سلسله قدیم آن سمت مملکت انکلیس که سِکاتلَنْد مینامند بود در جوانی داخل مدرسه صاحب‌منصبان نظام نزدیک بشهر لندن که وُلِج اسم دارد شُده بعد از آنکه علم توپخانه را در آنجا خُوب آموخت مصنب باوُ داده و مأمور هندوستانش کردند چندی در سمت مدرس هندوُستان ماند تا اینکه جَنَرال مَلکَمْ مأمُور بسفارت ایران شُد در سفر دویّمش لِنّزی صاحب را همراه اوُ روانه کردند و دو عرّاده تُوپ که دو انکلیس بجهة خاقان مبرور فتحلعی‌شاه خلد آرامکاه فرستاده بودند باوُ دادند که از هندُوستان براه بندر ابوشهر و شیراز بطهران بیاورد تُوپهای مزبور را آورده و پس از این در خدمت مرحوُم نایب‌السلطنه در آذربایجان مشغول برپا کردن توپخانه کردید و توپخانه را چنان منتظم کردانید که صاحب‌منصبانی که از فرنکستان می‌آمدند و سررشته از تُوپخانه داشتند تُوپخانه آذربایجانرا مُقابل بعضی از تُوپخانهای فرهنکستان میشُمردند املاک لِنزیِ صاحب در ولایت انکلیس وقف اکبر اولاد ذکور بُود در آن اوقات که در سر توپخانه آذربایجان بُود املاک مزبُوره نظربان قرار داد باو منتقل کردید و از خدمت استعفا کرده بولایت انکلیس بسر املاک خود رفت تا اوقاتیکه شنید که مرحوم نایب‌السلطنه بفرادیس جنان شتافته‌اند بچاپاری از ولایت انکلیس بایران آمد و در عهد شاهنشاه بهشت آرامکاه محمّدشاه مرحوم در صفحات شیراز خدمات نمایان کرد امنای این دولت ابدمدت صداقت و خدمات او را بسیار در نظر داشتند تا زنده بود کمال عزّت و احترام را باو میکردند و بعد از فوتش در برداشتن جنازهٔ او هم موافق حرمَت قاعده نظام و منصبی که داشت او را برداشته یک میربنجه و یکنفر نایب اجودان‌باشی و دو سرتیپ و چند نفر صاحب‌منصبان دیکر با کلانتر دارالخلافه و نوکرهای مقرب در تشییع و تدفین جنازهٔ او حاضر شدند وزرای مختار دولتین انکلیس و روس و کلّ صاحب‌منصبان سفارتخانها بودند و نهایت احترام در دفن کردن او معمول داشتند

سایر بلاد محروُسه

در مشهد مقدس نواب حسام‌السلطنه والی خراسان قرار داده‌اند که یک نفر نایب با ده نفر فراش از طلوع آفتاب الی سه چهار ساعت از شب کذشته در جمیع شهر و بازارها کردش کنند که هر جا کسی خواسته باشد تعدی و بی‌حسابی بکند او را بکیرند و مانع شوند و ایمعنی بر امنیت شهر بسیار افزوده است

چند منزل از منازل عرض راه خراسان بسبب اینکه معبر ترکمان است قدری مخوف بود و برای مترددین عبور و مرور از آن راهها خالی از صعوبتی نبود اولیای دولت علیه عباسقلی‌خان میرپنجه را که از دارالخلافه بجهة انتظام امور قشون خراسان مأمور نمودند چند عراده توپ با توپچی بهمراهی او روانه کردند که در منازل عرض راه هر جا را که لازم باشد توپ و توپچی با مستحفظ بکذارد تا امنیت و آسایش برای مترددین حاصل آید این روزها که روزنامه آنصفحات آمد معلوم شد که سکنه الهاک را که در ایام فترت از خوف و وحشت ترکمان بجاهای دیکر پراکنده شده بودند آورده بر سر جای خودشان نشانده‌اند و یک عراده توپ با توپچیان تبریزی در آنجا و یک عراده توپ با توپچیان خرقانی در میان دشت و یک عراده توپ با توپچیان بهارلو در دهنه زیدر کذاشته‌اند و رعیت زیدر را که متفرق شده بودند جمع‌آوری کرده و در سر جای خودشان نشانده‌اند و حالا آن راههائی که خوف داشت کمال امنیت دارد

چون این اوقات ایام شکار کَنّ و اعتدال هوای آنجاست لهذا سرکار اعلیحضرت پادشاهی بنا دارند که در هفته آینده بشکارکاه کَنّ تشریف فرما شوند و چند روزی در آنجا توقف خواهند داشت

نظر باینکه از مواجب سالیانهٔ قشون حاضر رکاب قدری باقی بود این اوقات که نزدیک بآخر سال است جمیع قشون رکابی را روزبروز همه روزه در میدان درب‌خانه در پیش روی اطاق نظام حاضر میکنند در حضور محمودخان نایب اول اجودان‌باشی و جمیع لشکرنویسان نفربنفر کسر مواجب سالیانهٔ هر یک را می‌پردازند بعضی کرفته‌اند تمام شده و برخی را در کارند میدهند

احوال دول خارجه

انکلیس در تاریخ هفدهم ماه دیکمبر که مطابق سیزدهم صفر سنه ۱۲۶۷ میباشد بعضی از خوانین مشورتخانه پادشاه حسب‌الحکم پادشاهی به اطاق مشورتخانه آمدند و چونکه پادشاه حکم کرده بود که مشورتخانه خوانین و وکلای رعایا در انروز در پای‌تخت جمع بشوند حکم کردند به ایشیک آقاسی که وکلای رعایا را خبر کند که آمده فرمایش پادشاهی را از زبان خوانین بشنوند خود پادشاه حضور نداشت اما تخت سلطنت در همان اطاق بود و چونکه قاعده این است که تختی که در این اطاق هست در اکثر اوقات که پادشاه حضور نداشته باشد پارچهٔ زری کرانبها بر روی تخت میکشند اما چونکه خوانین از جانب پادشاه وکیل بودند و فرمایش پادشاه را اعلام میکردند پارچهٔ روی تخت را برداشته بودند مانند اینکه منتظر آمدن خود پادشاه بوده باشند وقتیکه وکلای رعایا آمده بودند یکی از خوانین وکلای پادشاه فرمان پادشاهی را که در باب وکالت خود او بود خوانده و بعد کفته بود که فرمایش پادشاه این است که اهل دو مشورتخانه را که احضار کرده بودیم که امروز بجهة امورات دولتی جمع بشوند آمدن آنها لازم نیست اما در چهارم ماه فبیواری که مطابق دویم ربیع‌الثانی میباشد باید کُلاً در پای‌تخت حاضر بشوند و مشغول شغلی که بآنها محوّل خواهد شد باشند

بتاریخ ۳ ماه صفر از انکلیس نوشته‌اند که چند نفر از وزرا که اسامی آنها باین تفصیل است لارِد دِکرَیْ لارِد کلارندن و سر چارلز وُود از پادشاه استدعای استعفا کرده بودند و کمان میکنند که سبب این استدعا این باشد که میان اینها و بعضی وزرای دیکر در خصوص پاره امورات دولتی حرف مخالف بود و غیر ازین در آنولایت اخباری دیکر نبود که تحریر آن لازم باشد

فرانسه

مدّتی میشود که کشتیهای بخار از شهر مَرْسَیلیْه تا ساحل مملکت ایطالیا و جزیره مالته و جزایر یونان و شهرها و اطراف آن مملکت و اسلامبول حرکت و آمد و رفت مینمایند اکر چه این کشتیها سیّاح و بار تجارتی بر میداشتند لکن همه مال دولت بودند در مشورتخانه وزرا درین روزها کفتکوئی شده است که کشتی دولتی دیکر روانه نکنند و این شغل را بخلق واکذارند اکر چه درین روزها تنخواه بجهة اخراجات کشتیهای مزبور از دیوان داده‌اند تا خبر کرده‌اند که در فصل بهار سال آینده فرستادن کشتیهای دولتی بآن سمتها موقوف می‌شود و از خلق هر کس که باشد ماذونست که کشتی روانه نماید

امیرال رُومان دِفاسّه بسرکردکی قشون بحری دولت فرانسه ساکن آق دنکیز منصوب شُده

مُوسیُو مانتن دلاراک از شهر برِسِّت بیرون رفته بود که به آق دنکیز برود بسرکردکی قشون بحری مزبور باد مخالف و طوفان برخواست مراجعت بشهر برست کرد و حال مامور است بسرکردکی کشتی جنکی و قشون بحری که مابین ینکی دنیای شمالی و جنوبی کشت میکنند

احوالات نمسستان و سایر ممالک یوروپا

میکویند که چونکه در شهر دَرَزْدَنْ بنا هست که وکلا از دُول نمسستان جمع بشوند امپراطور آستریه یکی از صاحب‌منصبان مقرب خود را به نزد پادشاه پروسّیه تکلیف کرده است که بشهر دَرَزْدَنْ بیاید که در آنجا یکدیکر را ملاقات نمایند معلوم نیست که پادشاه پروسّیه این تکلیف را قبول کرده باشد یا نه

از شهر برلین نوشته‌اند بتاریخ نهم صفر که در آن روزها خبر بآنجا رسیده بُود که ژَنَرال وانْدَرْهارسْت سرکرده قشون هانستین تدارک میدهد که باز با قشون پادشاه دینمارک جنک عظیم نماید امنای دولت پروسّیه صاحب‌منصبی بنزد ژَنَرال مزبور فرستادند و مانع این عمل شُدند زیرا که اکر جنک عظیم میکردند و از پادشاه دینمارک شکست میخوردند جای ایستادکی بجهة هالستین نمیماند و قشون پادشاه دینمارک کُلّ آنولایت را متصّرف می‌شُد و ژَنَرال مزبور را اعلام کردند که اکر نصیحت آنها را قبول نکند و جنک نماید و شکست بخورد دیکر منتظر حمایت از امنای دولت پروسّیه نباشد

بعضی از پادشاهان نمسستان خواهش کرده بودند که جمع‌آوری وکلای پادشاهان در شهر دَرَزْدَنْ چند روز به تعویق بیفتد پادشاه پروسّیه قبول نکرد وکلای مزبور بجای مامُوریت خود رفتند

احوالات متفرقه

یک صاحب‌منصب فرانسه که مدتی در شهر کِیْتو ینکی دنیای جنوبی توقف و در ولایات آن اطراف سیاحت کرده است بعضی از کتب قدیم که اهل اسپانیول که اوّل باینولایت رفته بُودند نوشته‌اند همراه خود بشهر پارس آورده است و بعضی از سنکهای تراشیده و غیره نیز که از آنجا پیدا کرده بوده است آورده و چونکه پیش از رفتن اهل فرنکستان به ینکی دنیا تاریخ اهل آنولایت نامعلوم است میان دانایان فرنکستان که در علم تاریخ استحضار دارند بحث و مکالمات زیاد شده که اوّل اشخاصی که اینولایت را آباده کرده‌اند از کدام سمت دُنیا آمده‌اند ازین نوشتجات و غیره که این صاحب‌منصب همراه خود آورده است معلوم و ثابت میشود که بعضی از ممالک ینکی دنیای جنوبی بسیار قدیم آباد است بلکه در عهد فَراعِنَه مصر آبادی درین ولایت بوده و از آثار قدیم که در آنولایت دیده‌اند معلوم می‌شود که بعضی از سکنهٔ آنجا دول بزرک بوده‌اند و در بعضی از صنایع سرامد سایر اهل دنیا بوده‌اند

شخصی نزدیک بشهر نیویارک ینکی دنیای شمالی کشتی هوائی را که بلون مینامند بطوری اختراع کرده است که مهار او باختیار آدمی که در او می‌نشیند باشد روزی اهل شهر را اعلام کرده بود که بیرون آمده تماشای کشتی مزبور را نمایند و در ساختن این بلون اخراجات زیاد کرده بود چهار ساعت بعد از ظهر بلُون از بخار پر بود و حاضر حرکت بود آن شخص رفته و به بلون مزبور نشست خلق دیدند که در دو طرف بلُون دو چرخ مثل آسیاب بادی ساخته است و میخواهد بآنها حرکت بدهد و مهار هم دارد و مثل جلو کشیتیهای آبی مکر این که جلو این بلُون راور عوض چوُب از کرباس ساخته بود بلُون را رها کردند امّا در عوض اینکه بالا برود در آن نزدیکی بمیان نهر آب افتاد و خود آن شخص هم که در میان او بوُد تا کمر بمیان آب رفت طناب بزرکی به بلون بسته کشیدند و بجای اولش آوردند و باز بخار در میانش جمع کردند که پرزور بالا برود درین بین یکی از طنابهای او کسیخته و شخصی که طناب دیکر در دستش بود از آنراه که ترسید که بلُون او را بهوا بردارد طناب را از دست رها کرد بلُون مثل تیر از کمان بجهید بهوا رفت و صاحبش در زمین حیران مانده و به بلُون نکاه میکرد

یک شخص دیکر هم در همان شهر باز بلُونی بطرح دیکر اختراع کرده است بلونی ساخته است که بدوش خود می‌بندد و اینقدر زور ندارد که او را بکلّی از زمین بردارد امّا بحرکت پا که لکد بر زمین میزند بلُون میجهد و خودش هم دو بال مثل بال مرغ بدو بازوی خود بسته است و باینطور میتواند از صد قدم تا دویست قدم بجهد کسیکه این بلُون را اختراع کرده است کمان میبرد که در سفرها در کوهها و درّه‌ها و جاهای سخت بسیار بکار بیاید و در همه جا در وقت نزول و صعود بزمین نیامده و پای خود را بسر درختها کذاشته و باز بلند شده‌ام

شخصی در یکی از قصبهای فرانسه تفنک برداشته بوده و بهمراه سک شکاری پیاده بشکار بیرون رفته بود و میکویند که آن روز با زن خود دعوا کرده بوده است تا دو روز بعد ازان روز پیدا نشده و روز سیّم مردم در پی او باطراف کردش کرده بعد از کشت و معطلّی زیاد نعش او را یافتند و طبیب که در آنجا بوده است کفته است که اینشخص از ناخوشی سَکتّه مُرده است بروی دو زانو نشسته بوده تفنک هم در دستش بوده است و برکهای خزان درختها بروی او ریخته بوده است سک شکاری که همراه او بوده حامله بوده و در همانجا پنج بچه زائیده با وجود سه روز کرسنکی باز از نعش صاحب خود دست نکشیده بوده است شخصی که آنجا بوده بچههای آن سک را برداشته رفته که بلکه سک از نعش جدا شده بهمراه او بیاید قدری بعقب بچهّای خود همراه آن شخص آمده باز برکشته بجهة محافظت نعش صاحب خودش بسر جنازهٔ او رفت مردمانی که در راه آن سمت تردّد میکردند دیدند که سکی به تعجیل و اضطراب بسر راه می‌آید و باز بآن جنکل بر میکردد و کمان کردند که شکار دیده است بعد معلوم شد که بجهة اعلام متردّدین می‌آمده است که نعش صاحب خود را بآنها بنماید

در نزدیکی شهر نیویارک کشتی بود که بار تجارتی داشت طوفان با رعد و برق شده بود و برق اوّل بدکل کشتی خورده و میان انبار کشتی رفته در آنجا قوطی بزرک پر از کبریت فرنکی بود از او کذشته و سرتاسر قوطی را دو سوراخ کرده امّا یک کبریت آتش نکرفت در اطاق کشتی میزی بود کاغذهای روی میز را آتش زد دو نفر کشتیبان که در آنجا خوابیده بُودند بیهوش شدند و برق از انبار کشتی کذشته بمیان آب رفت

طلای فراوان که از مملکت کَلی‌فارنیای ینکی دنیا در آورده‌اند و بسایر ممالک روی زمین برده‌اند در بعضی ممالکت تفاوت در قیمت طلا بهم رسیده و تنزل کرده است و در مملکت هالند چونکه امنای دولت ترسیدند که بیشتر تنزّل بکند حکم کردند که حساب داد و ستد در پول نقره باشد و در مملکت فرانسه نیز تنزّل کرده است پول طلائی که دارند سابقاً دو تومان پول ایران قیمت داشت و اکثر اوقات صرف جزوی هم داشت حال چنین تنزل کرده که از نوزده هزار و ده شاهی بیشتر بر نمیدارند درین مملکت هم وزرا نشسته‌اند و بحث و مشورت مینمایند که آیا صلاح فرانسه هست که آنها نیز در باب طلا چنین حکمی که اهل هالند داده‌اند بدهند یا نه امّا در ولایت انکلیس طلا فراوان نیست و تنزّل نکرده

سابقاً در ولایت انکلیس شیشه کرخانه توجیه زیاد داشت و شیشه بلور در آنولایت بسیار کران بود چند سال پیش ازین امنای دولت صلاح درین دیدند که توجیه شیشه کرخانه را بردارند و کلا برداشته موقوف کردند و چونکه صنعت‌کاران در ساختن شیشه و بلور بسیار کامل شده‌اند شیشه و بلور بسیار ارزان و فراوان شده است بمرتبهً که بنا کذاشته‌اند که بالای بعضی بامها را از شیشه بسازند از آنجمله درین روزها در یکطرف شهر لندن بازاری ساخته‌اند که طاق او کلاًّ از شیشه است و شبها بازار مزبور را با قندیلهای الوان روشن میکنند زینت تمام دارد تا بحال جاهائی که با شیشه ساخته‌اند یکی این بازار است و یکی هم عمارت بزرکی که در نزدیکی شهر لندن ساخته‌اند بجهة کذاشتن اقمشه و نفایس هر مملکتی امّا بطوری که نوشته‌اند بعد ازین متداول خواهد شد

در خصوص طلا که از رودخانهای کلی‌فارنیا در ینکی دنیا درآورده‌اند در هر روزنامه باختلاف می‌نویسند و چونکه مردم از اطراف عالم بآنجا میروند نه حساب ازین مردم می‌شود و نه سرشماری امّا موافق کاغذی که درین روزها از آنجا نوشته‌اند در پنجماه آخر تابستان و پائیز کذشته طلائی که از کلّ آنولایت در آورده‌اند تخمیناً چهل کرور پول ایران می شود و جمعیّتی که در آنجا مشغول طلا در آوردن هستند نزدیک به نود هزار کس میدانند در زمستان چندان کار نمی‌کنند بسبب سردی هوا و شدّت سیلاب وقت کارشان یک ماه یا چهلروز از عید رفته تا آخر پائیز است

در معادن زغال سنکی که در فرنکستان بسیار کود میشود کاهی بخاری در سر او جمع میشود که برسیدن آتش باو مثل باروط آتش میکیرد درین روزها در ولایت انکلیس یکی از معادت مزبور در بلوک ویلز آتش کرفته و چند نفر هلاک شدند