هزار و یک سخن/ض

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو

(ض)

  1. ضامن دست بکیسه می‌باشد
  2. ضامن را بدل ضامن میگیرند
  3. ضامن روزی شده روزی‌رسان
  4. ضامن مشو و امانت از کس مستان
  5. ضرر بهنگام به از منفعت بی‌هنگام
  6. ضرورت اولی‌تر که مطبوع‌تر (م)
  7. ضرورت مادر اختراع است
  8. ضعیف‌نواز باش تا همه جا محترم باشی
  9. ضعیفی که با قوی دلاوری کند یار دشمن است در هلاک خویش
  10. ضیافت پای پس هم دارد
  11. ضیافت جور خوش آمد گوی می‌باشد