هاتف اصفهانی (ماده تاریخها)/هزار افسوس کز بیداد گردون
ظاهر
| هزار افسوس کز بیداد گردون | ز دنیا قدوهی اهل زمین رفت | |||||
| امام و مقتدای اهل دین شد | سر و سر حلقهی اهل یقین رفت | |||||
| فلک برد از جهان حاجی حسن را | رواج و رونق از شرع مبین رفت | |||||
| درین غمخانه شد دلگیر جانش | به عشرتخانهی خلد برین رفت | |||||
| به دارالخلد چون بشنید جانش | ندای فادخلوها خالدین رفت | |||||
| به پاکی زاده شد در خاک و شد پاک | چنان آمد به دنیا و چنین رفت | |||||
| غرض چون زین سرای پر دد و دام | سوی آرامگاه حورعین رفت | |||||
| به تاریخش رقم زد کلک هاتف | ز دنیا پیشوای اهل دین رفت | |||||