هاتف اصفهانی (ماده تاریخها)/شکرلله که جهان را ز قدوم
ظاهر
| شکرلله که جهان را ز قدوم | زیب نو داد محمد کاظم | |||||
| روشن از مقدم خود گیتی را | ساخت چون زاد محمد کاظم | |||||
| از رخ خود همهی یاران را | کرد دلشاد محمد کاظم | |||||
| طعنها از قد چون سرو روان | زد به شمشاد محمد کاظم | |||||
| خلق و خویش همه چون آمد خوب | بد مبیناد محمد کاظم | |||||
| هاتف از شوق چو در باغ جهان | گان بنهاد محمد کاظم | |||||
| بهر تاریخ رقم زد: به جهان | جاودان باد محمد کاظم | |||||