نظیری نیشابوری (غزلیات)/فلک مزدور ایمای تو باشد
ظاهر
| فلک مزدور ایمای تو باشد | نوازد هر که را رای تو باشد | |||||
| شود مجروح مغز استخوانم | سر خاری چو در پای تو باشد | |||||
| نیازارم ز خود هرگز دلی را | که میترسم در او جای تو باشد | |||||
| حریفی کز خرد بازیچه سازد | نگاه کارفرمای تو باشد | |||||
| دو عالم نقد جان در دست دارند | به بازاری که سودای تو باشد | |||||
| گل صد رنگ میروید از آن خاک | که دُردی نوش صهبای تو باشد | |||||
| کدورت نیست کاخ سینهای را | که راهش بر تماشای تو باشد | |||||
| نهایت نیست طومار دلی را | که عنوانش تمنای تو باشد | |||||