نامه عباس‌میرزا به شیخعلی‌خان بیگلربیگی قبه و دربند، شوال ۱۲۲۳

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' نامه عباس‌میرزا به شیخعلی‌خان بیگلربیگی قبه و دربند (۱۲۲۳ قمری)  از عباس‌میرزا '


هو

یفرحون المؤمنون بنصرالله

حکم والا شد آنکه عالیجاه رفیع جایگاه شهامت و تبالت اکتناه مهابت و مناعت انتباه مجدت و جلال همراه ابهت و بسالت پناه امارت و جلال دستگاه اخلاص واردات آگاه امیرالامراء العظام، شیخعلی خان بیگلربیگی قبه و دربند بفواضل الطاف خاطر والا مخصوص بوده، بداند که: چون همواره در شتا و صیف سنان و سیف مجاهدان لشکر نصرت اثر و در بهار خریف صدمه حملات سپاه کینه خواه شاخسار هستی و دشمنان خاکسار را برگ ریز. غراف قرتمثال ایون کلویچ سردار سپاه روس در اواسط فصل خریف سردی هوا را مایه گرمی هنگامه کار خود پنداشته با سپاهی ده هزار صالدات پیاده و فوجی قزاق سواره به صوب ایروان شتافته، قلعه ایروان را محصور ساخته بود، و از طرف قراباغ هم ینارال ناولسین با همراهی شش هزار صالدات و فوجی سواره وارد نخجوان گردید.

و چون در هنگام رایت نصرت آیت پادشاهی از سلطانیه معاودت به دارالسلطنه طهران فرموده، نظر به تعهد و التزام عالیجاه جنران غاردین خان ایلچی فرانسه درباب اخراج روسیه از گرجستان و داغستان، سپاهی از دربار جم اقتدار پادشاهی مأمور به رکاب نصرت انتساب والا نشده بود، و نواب والا را اطمینان کامل از انضباط امر قلعه ایروان و قلعه نخجوان حاصل بود، و غالب ایل و رعیت ایروان هم به آن طرف آب کوچیده و بعضی هم در امکنه محکمه خود متمکن گردیده، دست تعرض روسیه را از خود کوتاه کشیده داشته بودند، لهذا ... فرمودند تعجیلی درباره کار رزم و پیکار ننمودیم.

تا آنکه عالیجاه عمده‌الامراء و مقرب الخاقان فرج‌اله خان تسقچی‌باشی سرکار پادشاهی با فوجی سپاه رکابی وارد رکاب والا گردیده، جمعیت سربازان پیاده و غازیان سواره آذربایجانی را ضمیمه آنها ساخته، مانند تیغ اجل بر سر روسیه نخجوان تاخته، متوکلا علی الله و به اقبال پادشاه جم‌جاه انجم سپاه روحی فداه سر و تن بسیار از آن گروه خذلان شعار بدست آوردیم. روسیه مزبوره بالاضطرار خود را به قلعه‌ای خرابه که در آن حوالی بود کشیده رحل اقامت در آنجا انداختند. نوان والا هم فوجی از غازیان سواره در دور دایره آنها گذاشته، به عزم تدارک کار ایروان معاودت به چورس فرمودیم. در آن اثنا غراف قور تمثال ایوان کدویچ هم هفت هزار نفر زبده صالدات خود را برداشته شب هنگام یورش به قلعه ایروان برده، از تفضلات نامتناهی الهی و از مساعدت بخت پادشاهی و کوشش غازیان دماوندی و استرآبادی و کرمانی و تبریزی و سربازان مراغه‌ای و غلامان ساخلو قلعه ایروان پنج هزار نفر از آنها را مقتول و تفنگ و شمشیر و اسباب آنها را به حیطه تصرف درآورده دو هزار دیگر مجروح شده‌بود.

نواب والاهم برای اتمام کار بقیه‌السیف آنها عالیجاه امیرالامراء العظام سردار کثیرالاحشام حسین‌خان بیگلربیگی ایروان و خوی را از رکاب والا روانه ساخته، چون فوجی دیگر لشکر نصرت اثر از درگاه پادشاهی وارد رکاب والا شده‌بود، عزم ایروان را جزم فرموده در جناح حرکت بودیم که به وضوح پیوست که شکست مزبور و طنطنه عزم موکب مسعود رعب افکن قلوب روسیه مردود گشته، در شب دوشنبه بیست سیم شهر حال علی‌الغفله از خارج ایروان حرکت و روانه وروانه اوچ کلیسا شده بود.

عالیجاه امیرالامراء العظام حسین خان سردار که باغازیان ابوابجمعی وارد شرور من اعمال ایروان شده، ازین معنی خبردار فی‌الفور به رسم ایلغار عازم تعاقب آن گروه نابکار گشته، انشاءالله مانند اجل ناگهان خود را به آنها رسانیده نخواهد گذاشت که جانی به سلامت از ورطه هلاکت بیرون برند. موکب نصرت نشان والاهم الیوم که روز چهارشنبه بیست و پنجم شهر مزبور است به میمنت و فیروزی و اقبال از چورس حرکت نموده، روانه نخجوان و به عنایت الله تعالی محض ورود به آن حدود فورا خساشاک وجود نابود روسیه آنجا را به باد فنا داده، عما قریبا انشاءالله‌الملک‌المجیب اثری از روسیه منحوسه در اطراف ایران باقی نخواهم گذاشت.

و در این سال میمنت‌منوال، با وصف سردی هوای زمستان، آسایش و آرام برخود حرام ساخته، مادامی که دفع شر روسیه را از ولایت داغستان و گرجستان ننمایم، سردی زمستان و گرمی تابستان را یکسان خواهم دانست.

می‌باید به وصول حکم رفیع، آن عالیجاه همگی اهالی داغستان و آن صفحات را از این نوید سراسر امید مستظهر و مستبشر ساخته، در مقام سعی و تلاش و غزا و جهاد ثابت قدم، و در تحصیل محض فوز و رشاد و اظهار مراسم غیرت و مردانگی و دفع و رفع کفره ضاله و متمردان شیروان راسخ‌دم باشد. همواره مترصد وصول اخبارات و فتوحات منواله بوده، حقایق حالات آن صفحات و چگونگی خدمت هر یک از خدمتگزاران را مفصلا و مشروحا عرض نماید . و این معنی را داند که چگونگی موافقت عالیجاه رفیع جایگاه دولت و اقبال همراه مجدت و . . . پناه امیر الامراء العظام عمده الاعیان و الاکرام سرخای خان والی داغستان با آن عالیجاه ، و غیرت و حمیتی که از عایجاه مشارالیه، عالیشأن عزت و جلالت نشان نخبه الامراء العظام نوح بگ به ظهور رسیده ، کما هو حقه به عرض واقفان حضور باهرالنور رسیده ، و موجب مزیدالطاف خاطر والا درباره ایشان گردیده است .

انشاءالله رنج و سختی خدمتگزاران ، به تخصیص رنج و زحمت ایشان در خدمت شهزاده والاضایع نخواهد شد و روز به روز الطاف خاطر والا درباره هر یک ظاهر و جلوه گر خواهد گردید . مستدعیات خود را مقرون به انجام داند ، و در عهده شناسد . شهر شوال المکرم .

منابع[ویرایش]

نامه عباس میرزا به شیخعلی خان بیگلربیگی قبه و دربند