مذاکرات مجلس شورای ملی ۱۷ تیر ۱۳۳۱ نشست ۱۸

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مجلس شورای ملی مجموعه قوانین دوره قانونگذاری هفدهم تصمیم‌های مجلس

مذاکرات مجلس شورای ملی دوره قانونگذاری هفدهم

تصمیم‌های مجلس شورای ملی درباره نفت و گاز
نمایندگان مجلس شورای ملی دوره قانونگذاری هفدهم
مذاکرات مجلس شورای ملی دوره هفدهم ۱۷ تیر ۱۳۳۱ نشست ۱۸

روزنامه رسمی کشور شاهنشاهی ایران

شامل کلیه قوانین مصوبه و مقررات - گزارش کمیسیون‌ها - صورت مشروح مذاکرات مجلسین - اخبار مجلس - انتصابات - آگهی‌های رسمی و قانونی

شماره

شنبه ماه ۱۳۳۱ - سال هشتم

شماره مسلسل

دوره هفدهم مجلس شورای ملی

مذاکرات مجلس شورای ملی

صورت مشروح مذاکرات مجلس روزسه شنبه هفدهم تیرماه ۱۳۳۱ نشست ۱۸

فهرست مطالب:

۱- تصویب صورت مجلس
۲ - تقدیم تلگرافات و طومارهای واصله دائربه پشتیبانی از آقای دکتر مصدق بوسیله چند نفر از نمایندگان
۳ - بیانات قبل از دستور آقایان: قنات آبادی - کریمی - دکتر فلسفی - خسرو قشقایی - حاج سیدجوادی - پارسا
۴ - اعلام تشخیص هیئت رئیسه دائر به تعداد اعضای کمیسیونها
۵ - اخذ رای و انتخاب دو نفر جهت عضویت در هیئت نظارت اندوخته اسکناس
۶ - طرح گزارش کمیسیون تحقیق دایر به تایید نمایندگی آقای ریگی از بلوچستان و تصویب آن
۷ - تعیین موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه

مجلس یکساعت و ۵۰ دقیقه قبل از ظهر بریاست آقای دکتر سیدحسن امامی تشکیل گردید

- تصویب صورت مجلس[ویرایش]

۱- تصویب صورت مجلس

رئیس - اسامی غائبین جلسه گذشته خوانده می‌شود

غائبین بااجازه - آقایان: دکتر کریم سنجابی - علی زهری

غائبین بی اجازه - آقایان: حاج سیدابوالقاسم کاشانی - دکتر حسین فاطمی

رئیس - نسبت بصورت جلسه قبل آقایان نظری دارند؟

اخگر- بنده تذکری دارم راجع به صورت جلسه

رئیس - بفرمایید

اخگر- عرایض بنده که می‌خواهم عرض کنم مربوط بجلسه خصوصی است (بعضی ازنمایندگان - جریان جلسه خصوصی باینجاچه مربوط است) مربوط به مذاکراتی است که بنام جلسه خصوصی بعناوین ما در روزنامه‌ها می‌نویسند و صحت ندارد پس بنده باید کجاعرض کنم؟ اصلا در جلسه خصوصی قرار این بود که مذاکرات منتشرنشود حالا منتشرمی‌شود و گفته هر کسی را کاملا تحریف می‌کنند (صحیح است) (میراشرافی - مطالب جلسه علنی را هم تحریف می‌کنند) حالا بنده می‌خواهم عرض کنم....

رئیس – آقا نسبت باین امر تصمیمی گرفته می‌شود و سعی می‌شود که مطالب جلسه خصوصی منتشرنشود

اخگر- بنده می‌خواهم عرض کنم مطالبی که در روزنامه اطلاعات نوشته‌اند گفته بنده نیست (خسرو قشقایی – آقا مال دیگران راکه اصلا ننوشته‌اند چطور؟) (شمس قنات آبادی – بهتر که ننوشته‌اند) ۱۴تلگراف هست که مربوط به پشتیبانی از آقای دکتر مصدق است در پی آن طوماری که تقدیم کردم و در تعقیب آن ۱۴تلگرافی است که در جلسه خصوصی تقدیم کردم تقدیم می‌کنم

رئیس – در صورت مجلس کسی مذاکره‌ای ندارد؟ (گفته شد- خیر) صورت جلسه تصویب شد

- تقدیم تلگرافات و طومارهای واصله دائربه پشتیبانی از آقای دکتر مصدق بوسیله چند نفر از نمایندگان[ویرایش]

۲- تقدیم تلگرافات و طومارهای واصله دائربه پشتیبانی از آقای دکتر مصدق بوسیله چند نفر از نمایندگان

رئیس - آقای مکی بفرمایید.

مکی – از مقام ریاست می‌خواستم تحصیل اجازه کنم (محمد ذوالفقاری- دو تلگراف است از زنجان رسیده‌است تقدیم می‌کنم) همینطور که آقای راشد فرموده‌اند اهالی همدان تعطیل عمومی کرده‌اند و از بنده خواسته‌اند که بروم مذاکره حضوری بکنم خواستم از مقام ریاست استجاره کرده باشم که بروم تلگرافخانه اولا و ثانیا تعدادی تلگراف بتوسط بنده رسیده‌است که بمقام ریاست مجلس شورای ملی تقدیم می‌کنم از کازرون – از رامهرمز- از خرمشهر- از همدان، از همدان، از همدان، از همدان از اصفهان – از زابل – از تهران – از آمل – از هفت گل – از خرمشهر- از آبادان – از آمل – از آبادان – از همدان تقدیم مقام ریاست می‌کنم اینها بعقیده بنده یک دلایل زنده و اسناد مثبتی است از زنده بودن ملت ایران و میرساند که ملت ایران رشد سیاسی و اجتماعی خودش را بحداعلی در مواقع حساس نشان می‌دهد و از مقام ریاست استدعامی‌کنم که دستور بفرمایید اینها را در یک جایی ضبط کننده بعد از۵۰سال دیگر اگر کسی بخواهد راجع به ملی شدن صنعت نفت یک مطالبی بنویسد و جریان قضایا را نشان بدهد این‌ها اسنادی است که نشان می‌دهد احساسات مردم چه بوده. و چند طوماری است که تقدیم می‌کنم برای اینکه وقت مجلس گرفته نشود تقدیم می‌کنم استدعادارم دستور بفرمایید ضبط کنند.

رئیس - بسیارخوب طومارها را بدهید بیاورند آقای مشاربفرمایید. اگر مختصر است همانجا بفرمایید(شمس قنات آبادی - صدای ایشان نمی‌رسد)

مشار- بنده می‌خواستم خدمت نمایندگان محترم عرض کنم که این تلگرافات و این طومارهاییکه در شهر تهران هر یک اقلا هزار امضاء کرده‌اند و تقدیم می‌کنم بمناسبت تشکیل مجلس و استعفای جناب آقای دکتر مصدق ما می‌توانیم این‌ها را کاملا تایید بر این بدانیم که ملت ایران یک وحدتی دارد و از این وحدت بایستی مجلس شورای ملی که مرکز همه امور مملکت است استفاده کند، احساسات مردم تهران همیشه اثر فوق العاده ایی در تمام نقاط و شهرستانها و اکناف مملکت و در تحصیل آزادی و مشروطیت، در موضوع ملی شدن صنعت نفت داشته و مخصوصا مردم تهران از نمایندگان دوره ۱۶ از هر قدمی که بر می‌داشتند همه جا پشتیبانی می‌کردند و این احساسات را بعقیده بنده باید همیشه با امتنان پذیرفت و کسانیکه ندای اتحاد می‌دهند باید آنها را با آغوش بازپذیرفت و نوازش کرد و آنها را تحریص نمود که این احساسات همیشه در مملکت باقی بماند و روزبروز تکمیل شود این شعله احساسات هر قدر بیشتر زبانه بکشد و هر قدر بالاتر برود اثرآن در نقاط دنیاهم فوق العاده خواهدبود و ممکن است ملتهای ممالک دیگر هم ملتفت این احساسات بشوند این است که بنده با تقدیم یک مشت از این طومارهاییکه مفصل است و هر یک اقلا پنج شش هزار امضاء دارد از قبیل محل دولت، مال محله بازار، مال شاهپور، مال بازارچه قوام الدوله، چهار راه مختاری، و تقریبا از تمام شهر تهران جمع آوری شده اینها را تقدیم مقام ریاست می‌کنم و استدعا می‌کنم از مقام ریاست که جای محفوظی دستور بفرمایید بگذارند چون یک آثار بسیار مهمی است و آنچه که هست اگر محفوظ بماند جا دارد.

رئیس - اجازه بفرمایید چون این مذاکراتی که می‌فرمایید بعنوان نطق قبل از دستور است چون سه نفر از آقایان اجازه نطق قبل از دستور خواسته‌اند اگر آقایان اوراقی دارند بدهند به آقایانیکه اجازه خواسته‌اند صحبت کنند

شمس قنات آبادی - بنده اولا از آقای نادعلی کریمی که بعنوان قبل از دستور اسم نوشته‌اند سه دقیقه از وقتشان را گرفته‌ام که این طومارها را بدهم.

چند نفر از نمایندگان - اشکالی ندارد که آقایان تلگرافها را بدهند

رئیس - پس آقایانیکه تلگراف و طومار دارند صحبت کنند بعد شما استفاده کنید آقای دکتر شایگان بفرمایید.

دکتر شایگان - ۴۱فقره تلگراف است از شیراز، اهواز، مشهد، دامغان، اصفهان، همدان، کازرون، بهبهان، تهران، بوشهر، رودسر، تقدیم می‌کنم بجناب آقای رئیس در تقویت آقای دکتر مصدق و همچنین طومارهایی است از خیابان شاه آباد، کارگران کارخانه گلیسیرین کارگران کارخانه دخانیات کارگران و مردمان ناحیه ۵ مردمان دیگرا ین شهر و یک عده تلگراف دیگری است از آبادان، کرمانشاه، فسا، کازرون، رشت، بندرپهلوی، لنگرود، کرمانشاه، خرمشهر، شیراز، درجز، مشهد، اصفهان، مبنی بر پشتیبانی از دولت آقای دکتر مصدق تقدیم می‌کنم

رئیس – بسیار خوب، آقای مهندس حسیبی

مهندس حسیبی - چند فقره تلگراف و طومارهایی بود که بوسیله سایر رفقا تقدیم کردم ولی ۶تلگراف دیگر از آبادان، کرمانشاه، کازرون، اهواز، شیراز و رشت مبنی بر پشتیبانی از جناب آقای دکتر مصدق رسیده‌است که عینا تقدیم مقام ریاست می‌کنم

رئیس - آقای وکیل پور

وکیل پور- یک تلگرافی است که بامضای وجوه اهالی شیراز رسیده‌است (میراشرافی - چند امضاء دارد؟) ده پانزده امضاء دارد از وجوه اهالی که بوسیله بنده رسیده‌است تقدیم مقام ریاست می‌کنم و البته این احساساتی که مردم از خودشان نشان می‌دهند واقعا قابل تقدیس است

رئیس - آقای معتمددماوندی بفرمایید

معتمددماوندی - چند فقره تلگراف است از اتحادیه اصناف بندرپهلوی و از ملیون و از کشاورزان پهلوی مبنی بر پشتیبانی از دولت جناب آقای دکتر مصدق که تقدیم می‌کند

رئیس - آقای دادور بفرمایید

دادور- سه فقره تلگراف است که از فومن و صومعه سرا و لنگرود رسیده‌است دایر با تایید جناب آقای دکتر مصدق تقدیم می‌کنم

رئیس - آقای ریگی بفرمایید

ریگی - تلگرافی است از اهالی زاهدان سی ۴۰امضاء دارد مبنی بر پشتیبانی جناب آقای دکتر مصدق که تقدیم می‌کنم

رئیس - آقای محمد ذوالفقاری بفرمایید

ذوالفقاری - تلگرافی است که از زنجان رسیده مبنی بر پشتیبانی از جناب آقای دکتر مصدق تقدیم می‌کنم


رئیس - آقای راشد بفرمایید

راشد- (در حال جلوس) یازده فقره تلگراف است (میراشرافی – آقا بلندشوید توهین است بمجلس) سه تا از خرمشهر(رئیس – آقا خواهش می‌کنم بلند شوید نظر آقایان تامین شود) (آقای راشد قیام نمودند) یکی از اهواز یکی از آبادان یکی از بوشهرسه تا از همدان یکی از زنجان بامضای ۱۴۰نفر تقریبا یکی هم از بروجرد بامضای بیش از۲۰۰ نفر در همین زمینه ایکه آقایان هم معروض داشتند یک طوماری هم از آبادان از طرف کارگران شرکت ملی نفت ایران رسیده‌است سه تا طومارهم از طرف اهالی محترم طهران است که صبح آمدند در منزل من یکی از طرف اهالی بخش ۷ است یکی از طرف خیابان مولوی یکی هم از طرف بازار آهنگرها و بازار چهل تن و بازار دروازه و البته غالب اینها علاوه بر اینکه امضاء کرده‌اند مطالبی هم از احساسات خودشان در این طومارها نوشته‌اند اینها را تقدیم می‌کنم

رئیس - آقای دکتر معظمی بفرمایید

دکتر معظمی- یکعده تلگراف است از طرف اهالی اصفهان، آبادان و زاهدان دیلم و الیگودرز مبنی بر پشتیبانی دکتر مصدق

رسیده که من تقدیم دفترمجلس شورای ملی کردم و دوفقره طومارهم هست که اهالی محترم دروازه قزوین آوردند منزل که من تقدیم کنم یکی هم مال اهالی محترم قلهک است که آوردند منزل توسط بنده تقدیم می‌شود مربوط به پشتیبانی از جناب آقای دکتر مصدق است

رئیس - آقای خلخالی بفرمایید

خلخالی - تلگرافی است مربوط به پشتیبانی از جناب آقای دکتر مصدق از تبریزتقدیم می‌کنم

رئیس - آقای مدرس بفرمایید

مدرس - تلگرافات زیادی برای بنده رسیده‌است ازطرف اهالی تبریزاست که غالبا تجار واصناف معروف تبریز هستند و یکی هم از طرف محصلین تقدیم می‌کنم

رئیس - آقای دکتر مصباح زاده بفرمایید

دکتر مصباح زاده - جناب آقای رئیس تلگرافی است ازبندرعباس و میناب مبنی برپشتیبانی دولت آقای دکتر مصدق تقدیم می‌کنم

رئیس - آقای اقبال بفرمایید

اقبال - هشت فقره تلگراف است از کرمانشاه رسیده که تقدیم می‌کنم

رئیس - آقای ناظرزاده بفرمایید

ناظرزاده - یک فقره تلگراف هم در همین زمینه رسیده‌است که تقدیم می‌کنم

راشد- آقاببخشیدفراموش کردم بگویم چند فقره هم شکایت بود از طرف بعضی اشخاص که اینهارا هم تقدیم می‌کنم

- بیانات قبل از دستور آقایان: قنات آبادی - کریمی - دکتر فلسفی - خسرو قشقایی - حاج سیدجوادی - پارسا[ویرایش]

۳- بیانات قبل از دستور آقایان: قنات آبادی - کریمی - دکتر فلسفی - خسرو قشقایی - حاج سیدجوادی - پارسا

رئیس - اجازه بفرمایید نطق قبل از دستور شروع شود آقای شمس قنات آبادی بفرمایید

شمس قنات آبادی - بنده خیلی تشکرمی‌کنم از آقای کریمی که سه دقیقه از وقتشان را ببنده لطف کردند، چشم باز و گوش باز و این عمی حیرتم از چشم بندی خدا صاحب روزنامه ربع قرن که در ستونهای روزنامه خودش میگفته‌است که مردم زنجان مردم تبریز مردم اراک سایر نقاط دیگر طبق تلگرافی که از نمایندگان خودش آمده‌است تعطیل کرده‌اند و اجتماع کرده‌اند برای اینکه ما بزمامداری کسی را جز دکتر مصدق قبول نداریم، آن وقت یک چنین شخصی صاحب روزنامه ربع قرن است اصلا احساسات و عواطف و جنبش اراده ملت ایران را نادیده گرفته‌است معذلک در روزنامه اش هم اینها منعکس می‌شود در جلسه خصوصی دیروز مجلس سنا بملت ایران بمردمی که بانی این نهضت بودند بمردمی که ارباب‌ها را از این مملکت بیرون کرده‌اند به آن مردم توهین کرده‌است و جسارت کرده‌است و آنها را ماجراجو و چاقوکش خوانده لذا من بنام ملت ایران از این بیانات ایشان ابراز تنفرمی کنم و بعد هم علی رغم آن کسانی که نمی‌توانند این نهضت راببینند - شب پره گر وصل آفتاب نخواهد، رونق بازار آفتاب نکاهد، آنهایی که نمی‌خواهند ببینند خوب نبیینند و نبیینند اما این احساسات ملت ایران است که به صورت طومارها و بصورت امضاءها درآمده‌است و اگر هم در مقابل ملت ایران بخواهند زیاد استقامت کنند بصورت انقلاب بالاخره بروز خواهدکرد و دشمنان ملت ایران را از مقابل برخواهدداشت لذا بیش از این مزاحم نمی‌شوم تلگرافاتی که از شاهرود از مشهد مشهد و مشهد و شیراز رسیده‌است تقدیم مقام ریاست می‌کنم و چون یک نکته ایی را در بعضی از روزنامه‌های نفتی وابسته به جناح چپ کمپانی سابق نفت آنهاییکه اسمشان را گذاشته‌اند انقلابی و طرفدارخلق امروز نوشته‌اند در بعضی ازروزنامه‌ها که طومارها را پاره کرده‌ایم و البته غرضشان تفتین است لذا من اجازه گرفتم و مزاحم آقایان شدم این طومارهایی را که از طرف مردم تهران و شهرستانها رسیده‌است تقدیم کنم این طومار مال محله خانی آباداست این طوماربزرگ مال محله چراغ برق است این طومار متعلق است به مردم شاه آباد این طومار متعلق است بمردم چهارراه مخبرالدوله این طومارمتعلق است بمردم رشت این طومار متعلق است بدستجات و سایر احزاب تقدیم مقام ریاست می‌کنم

رئیس - آقای کریمی بفرمایید

کریمی – در جلسه خصوصی دیروز مجلس سنا مطالبی گفته شده و در روزنامه‌ها انعکاس بدی پیداکرده که بنده لازم می‌دانم کمی و بیش به بعضی از آن مطالب پاسخ بدهم زیرا این مطالب یا از روی عقیده گفته شده و یا به آنها اشتباه شده و سوء تفاهم ایجاد گردیده در هرصورت باید رفع بشود.

آقایان حقنویس و عباس مسعودی (میراشرافی - آدم خوبی است مسعودی) مثل جنابعالی است (احمدفرامرزی - آقای حقنویس مردآزاده‌ای است) مثل جنابعالی هم هست آقای فرامرزی جنابعالی و آقای میراشرافی و مسعودی هرسه خوبید که همه آنها را می‌شناسند در ضمن بیان خود گفته‌اند که سنت پارلمانی یعنی ما باید فقط رعایت قانون اساسی را بنماییم طبق قانون اساسی عزل و نصب وزرا با شاه است باید ایشان دولت را معرفی کند و مجلسین هم رای اعتماد یا عدم اعتماد بدهند و رای تمایل لازم نیست، بعقیده بنده این منطق صحیح نیست و بنده با این منطق مخالف هستم زیرا گرفتن رای تمایل بهیچوجه مخالف قانون اساسی نیست و عدم مراعات آن معایب زیادی را در بردارد یکی آنکه ممکن است اعلیحضرت یک رئیس دولتی رامعرفی فرمایند که دارای برنامه خوب باشد و اکثروزراء کابینه او خوب باشند ولی خودش مورد اطمینان مجلسین نباشد و شاه از این امر بی خبرباشند آنگاه بعد از معرفی رای اعتمادباو ندهند و ردشود در این صورت اولا وقت مملکت تلف شده و یک عمل بیهوده انجام گرفته ثانیا نسبت بمقدم شامخ سلطنت که مورد احترام فرد فرد ما می‌باشند (صحیح است) تا اندازه بی احترامی شده‌است ما هیچگاه میل نداریم که اعلیحضرت شاه کسی را معرفی کنند و مجلس او را ردکند (خسرو قشقایی - ایشان همچو کاری نمی‌کنند) از این جهت هم گرفتن رای تمایل و مراعات این سنت پارلمانی از کارهای بسیارلازم می‌باشد

واما یکنفر دیگر از آقایان سناتورها که فرموده بودند لازم نیست از سنا رای تمایل بخواهند هر کسی که اعلیحضرت معرفی فرمایند ما رای می‌دهیم. این مطلب از لحاظ مجلس سنا بسیار صحیح است زیرا نصف عده سناتورها انتصابی هستند و نیمه دیگرشان هم انتخابشان با شورا فرق دارد نمایندگان شورا وظیفه دارند که بافکار عمومی احترام بگذارند

و اما راجع بکسانی که اظهار تعجب از جلسه گذشته مجلس نموده‌اند و گفته‌اند مجلس در این کارعجله کرده و خوب بود مجال مشاوره و تحقیق می‌دادند و خوب بود چند روزی بتاخیرمی افتاد تا مشورت و تبادل نظری بعمل می‌آمد

بنده می‌خواهم عرض کنم علاوه بر اینکه هیچگونه عجله ایی بعمل نیامده بلکه مجلس باکمال اطلاع و مطالعه عمل نموده‌است زیرا مدت دوماه است که این گفتگو در میان هست و همه می‌دانستیم که بعد از اعلام آمادگی مجلس دولت استعفا خواهد داد و حتی اغلب این تسامح متولیان مجلس را که دوماه وقت مملکت را باکمال خونسردی در این موقع حساس و باریک صرف تشریفات نمودند می‌گفتند اگر مجلس آماده گی خود را اعلام کند دولت از کار می‌افتد و در این موقع که دکتر مصدق برای دفاع حقوق ایران بلاهه رفته خوشنمانیست. پس همه آقایان می‌دانستند که دولت دکتر مصدق مستعفی خواهدشد و نیز همه می‌دانستیم که مملکت نخست وزیر و دولت می‌خواهد و کاری هم از کار مملکت و وظیفه وکالت ضروری تر نداشتیم پس چطور تاکنون برای مملکت فکرنکرده بودیم و این چه عذر غیرموجهی است که چند نفرمعدود می‌فرمایند بما مجال تحقیق ندادید و می‌شود گفت که این بهترین رای است که قبل از اعمال نفوذ متولیان داده شده‌است پس عمل مجلس از روی کمال دقت و مطالعه بوده به عجله بلی اگر بدون سابقه قبلی و بدون انتظار یک دولتی بموقع و بغتتا سقوط کند و مستعفی شود آنوقت حق بود بعنوان مطالعه و مشورت چند روزی تاخیرکنیم و از طرفی تکلیف تمام نمایندگان در تعیین دولت معلوم و روشن بود زیرا هم اوضاع و احوال سیاسی بما حکم می‌کرد که فقط دکتر مصدق شایستگی دارد مجددا زمام امور را بعهده بگیرد و هم بنا به قانون دموکراسی و حکومت مردم بر مردم ما موظفیم بخواسته اکثریت قریب باتفاق ملت ایران پیروی کنیم و این نکته قابل انکار نیست که شخص دکتر مصدق مورد اطمینان و علاقه قاطبه ملت ایران می‌باشند بنده دو صفحه دیگر از مطالبم مانده‌است از آقایان اجازه می‌خواهم که وقت ببنده بدهند که بخوانم چون می‌فرمایند دو دقیقه وقت دارم (امامی اهری - این دو دقیقه را بخوانید بعد) هر کس خود را وکیل این مردم می‌داند باید بافکار و نظریات صحیح موکلین خود توجه کند مخصوصا اینکه امروز هیچکس منکر این نکته نمی‌تواند بشود که خوشبختانه ملت ایران بقدری بر اوضاع سیاسی خود واقف و وارد است که شاید مردم هیچیک از کشورهای اروپا و آمریکاهم باین اندازه وارد بوضع سیاسی کشور خود نباشند والحق یکقسمت از این بیداری و اطلاع مردم مرهون سیاست روشن و غیر استتار دکتر مصدق می‌باشد.

دکتر مصدق در تمام این مراحل مردم را از عملیات خود مطلع کرد و تمام اقدامات خود را در دسترس اطلاع مردم گذارد بهمین جهت مردم ایران کاملا بوضع سیاسی کشور خود واقف و آشنابوده و تمام این شخصیتها و اجتماعات و تعطیلهای عمومی که تاکنون شده و می‌شود کلیتا از روی کمال اطلاع و عقل و مبنی بر تسلط مردم براوضاع و احوال سیاسی بوده‌است و حتی هیچ کس و یامقامی مردم را ترغیب و تشویق هم نکرده‌است و نهضتی را که ملت غیور ایران شروع نموده می‌توان بزرگترین و پاکترین نهضت‌ها دانست و هیچکس نمی‌تواند منکر این نهضت بشود آنوقت آقای عباس مسعودی در جلسه دیروز فرموده‌اند پنجاه نفر چاقوکش جلو مجلس آمده‌اند و صد نفرهم جلو بازاربوده و چند نفر از نمایندگان سفسطه کرده و شایعاتی داده‌اند که فلان شهر متحصن شده یا فلان شهر تعطیل عمومی نموده.

آقای مسعودی خواسته‌است منکر این جنبش عمومی ملت ایران بشود آقای مسعودی هنوز مردم ایران را مانند مرد ۲۰سال قبل می‌شناسد

ایشان خیال می‌کنند مردم نمی‌دانند انگلستان مدتهاست منتظر سقوط مصدق و روی کارآمدن یک دولت سازشکار می‌باشد و می‌خواهد خود را از این مضیقه بیرون بیاورد و گویا آقای مسعودی فراموش فرموده‌اند که مصدق انگلیسهای شرکت سابق نفت را از ایران بیرون کرد و دیگر آنها هیچ گونه قدرتی ندارند والا این قسم با مصدق که مورد علاقه عموم ملت ایران است صریحا مخالفت نمی‌فرمودند و برای اینکه آقای مسعودی و رفقایش بدانند که تحصن روز یکشنبه در کرمانشاه شایعات نبوده بیش از۵۸ برگ تلگراف و چند فقره طومار که مجموعا بامضای هزاران نفر اشخاص معروف از کرمانشاه قصرشیرین و شهرستان شاه آباد و شهرستان ایلام و حتی اصفهان و خمین جهت اینجانب رسیده بمقام ریاست تقدیم می‌کنم و نیز ۷ فقره تلگرافات دیگرکه همگی حاکی از تقاضای پشتیبانی ازدولت دکتر مصدق و اظهار امتنان از رای تمایل مجلس است و جهت آقای فرزانه رسیده تقدیم می‌نمایم. تا آقای مسعودی بدانند بهیچ عنوان نمی‌توان منکر این شواهد زنده و مدارک مثتبه گردید (مکی - خود روزنامه اطلاعات نوشته بود که درشهرستانها مردم متحصن شده‌اند) و کاریست گذشته و ملت ایران حق خود را پس گرفته و دیگر حاضرت به تمدید اسارت نیست. ومردم با این گرسنگی و فقر پنجاه سال است خوگرفته‌اند و باز هم حاضرند با این گرسنگی بسازند و بار دیگر شانه زیر بار استعمار نخواهند برد.

رئیس - آقای دکتر فلسفی

دکتر فلسفی - بنده مطالبی راجع به حوزه انتخابیه‌ام داشتم که خواستم بعرض آقایان برسانم و می‌خواستم از نطق قبل از دستور استفاده کنم و آن مطالب چون ضرورت داشت عرض کنم اما فکرمی‌کنم که حالا مقتضی نیست و موکول می‌کنم آن مطالب را با حضور دولت عرض بکنم ولی یک نکته ایی که خیلی از نقطه نظر اوضاع و احوال موکلین من حائز اهمیت است آن موضوع را می‌خواهم عرض کنم و چند مرتبه هم با نامه و تلگراف متذکرشدم اثر نبخشیده‌است ناچار شدم این مطلب را در پشت این تریبون هم متذکر بشوم و آن این است که محصول پنبه یکی از محصولاتی است که در مملکت ما خیلی اهمیت دارد برای اینکه مواد اولیه کارخانجات داخلیمان را تامین می‌کند و علاوه بر آن صادر هم می‌شود و امسال هم از نظر اوضاع و احوال جوی وضعش طوری بود که سطح زیر کشت در استان دوم مازندران و گرگان و مخصوصا در گرگان خیلی زیاد بود ولی متاسفانه آفتی متوجه این محصول شده‌است و کرمهایی است که نهال پنبه را قطع می‌کنند و این را می‌بایستی وزارت کشوراقدام بکند متاسفانه هرچه هم گفته شد آن اقدام مفید و موثری که بایستی انجام بدهند انجام نداده‌اند موضوع دومی که می‌خواستم عرض کنم راجع بتلگرافات و نامه‌هایی است که از نقاط مختلف کشور رسیده‌است مبنی برتایید و تقویت دولت جناب آقای دکتر مصدق این برای ما محرز شده‌است که شخص ایشان یکی از رجال ممتاز مملکت ما بوده‌اند و هستند و راهی هم که در پیش گرفته‌اند راهی است که منتهی بسعادت ملت ایران می‌شود(صحیح است) و عقیده همه مردم در این است آنهاییکه بوطنشان و مملکتشان علاقه مندند و بسعادت ملت ایران علاقه مندند باید این راه را تعقیب بکنند البته مزایای دولت دکتر مصدق و شخص دکتر مصدق زیاد است و بنده از ذکرش در اینجا صرفنظر می‌کنم انشاء الله اگر برنامه دولت ایشان در اینجا مطرح شد آنوقت جای ذکراست گفتن اینها ضرورت دارد و می‌گوییم که دولت مصدق چرا و بچه دلایل لازم است و برای مملکتمان چه منافعی در آتیه دربردارد عرض دیگر بنده راجع باین مطالب و مباحثاتی است که ما بین مجلس سنا و مجلس شورای ملی شده‌است من خیال می‌کنم که مجلس شورای ملی از قانون و از سابقه هیچ گونه تخطی نکرده‌است و قاعده و قانون و سابقه براین بوده‌است دولتی که استعفا داد به اعلیحضرت همایونی استعفایش راتقدیم می‌کند. اعلیحضرت همایونی هم هیئت رئیسه مجلس را احضار فرمودند و فرمودند که من نظری نسبت به دولت آتیه ندارم مجلس نسبت به هر کس رای تمایل داد همان را باطلاع من برسانید بلافاصله هم آقای رئیس تشریف آوردند در مجلس مانند سابق جلسه خصوصی تشکیل دادند و مطالب را بعرض مجلس رسانیدند و مجلس بعد از مشاوره تصمیم گرفت و همه به طوع و رغبت آمدند اینجا و رای دادند و نسبت غائبین نسبت بعده نمایندگان انتخاب شده ده دوازده نفر بیشترنبود بنابراین هیچ گونه عجله و هیچگونه تبانی نشده‌است و عمل خلاف را بایستی گفت مجلس سنا کرده‌است او هم باید مثل ما می‌آمد می‌نشست مشاوره می‌کرد و رای تمایل می‌داد او نداده‌است ما باید به آنها اعتراض و ایراد داشته باشیم و آنها اعتراض می‌کنند خیلی جای تعجب است (معتمددماوندی - راجع به توتون گرگان هم بفرمایید) عرض کنم بنده یک مطالبی هم راجع بخود مجلس شورای ملی و اقدامات آتیه مجلس داشتم که مقتضی می‌دانم از همین نطق پیش از دستور استفاده کنم و عرض کنم در مملکت مامتاسفانه احزاب قوی نیست که اکثریت پارلمانی تشکیل بدهند که در نتیجه هم تکلیف مجلس و هم تکلیف دولت و هم برنامه دولت معلوم باشد و مردم هم بدانند دولتی که می‌خواهد بیاید می‌خواهد چه بکند و مجلس هم یک رویه معلوم و مشخص داشته باشد بنابراین همیشه یک تشتت و تفرقی ممکن است پیدا بشود و این تفرقه همیشه یک زیانی برای مملکت ما در سابق هم داشته‌است و ما دیده‌ایم پس وقتی که ما حزبی نداریم یک اکثریت پارلمانی بطور قاطع به آن معنی نداریم باید یک اتحاد و اتفاقی داشته باشیم که در لوای اتحاد و اتفاق بتوانیم کاری برای مملکت انجام بدهیم درست است که مملکت مشروطه ما سه قوه دارد قوه مقننه قوه مجریه و قضائیه که هر سه قوه منفک از هم هستند ولی قوه مقننه در امور مملکت تاثیر بسیار دارد فرق فیمابین مجلس خوب و مجلس بد زیاد است مجلس عبارت از این نیست که ما بیاییم اینجا بنشینیم و برویم شان مجلس و قدرت مجلس اثر مجلس بسته بعمل مجلس است اگر مجلس شورای ملی منظم باشد و سر ساعت ۹ که زنگ زدند آمدیم نشستیم و آن ساعتی که باید تعطیل بشود رفتیم و کمیسیونها تشکیل شد و لوایح زود گذشت این فرقش با اینکه مجلس نامنظم باشد در جلسه ساعت ۱۱ حاضرشویم و یا ششماه به ششماه لوایح در کمیسیون بماند خیلی است همینطور عمل ما در تنظیم بودجه که الان مورد ابتلاء است تاثیردارد اگر مجلس ایران یک بودجه صحیح یک بودجه متعادل و متناسبی گذراند اینکه عرض می‌کنم برای این است که عوایدی را که بابت مالیات وصول می‌کنند عادلانه باشد مالیات مستقیم گرفته بشود مالیات غیرمستقیم تخفیف داده بشود مالیات اغنیاء را از فقرا نگیرند اینکه بنده عرض می‌کنم بی جهت نیست الان دستگاه وصول همانطوریکه بنده شنیده‌ام در وزارت دارائی مرتب نیست نهصد نفرعضو اداره مالیات بر درآمد هستند حالا ممکن است استثنائا چند نفرشان خوب باشند نخواهند بدزدند ولی همه می‌خواهند بدزدند (صحیح است) الان آقای لطفی در وزارت دارائی هستند ایشان بسیار مرد پاکی است و مرد درستی است ولی از وجود ایشان همان دستگاه درآمد سوء استفاده می‌کند بنده می‌خواستم مخصوصا توجه آقایان نمایندگان را جلب کنم با این ترتیبی که الان جاری است در مملکت، ممکن نیست مالیات وصول بشود، یک قانونی در زمان مرحوم هژیر یا در زمان قوام السلطنه گذشت باین ترتیب که مالیات سه سال را جمع بکنند معدل بگیرند دو برابرش را وصول کنند این قانون نتیجه اش این بود که بهیچ وجه من الوجوه مؤدیان دیگر با دستگاه وصول تماس پیدا نمی‌کردند می‌دانستند که تکلیف پرداخت مالیات چیست الان می‌روند با مامورین مالیات بر درآمد تبانی می‌کنند مالیات دولت را نمی‌دهند و من مخصوصا می‌خواستم این تذکر را بدهم دولتی هم که می‌خواهد بیاید بایستی باین معنی خوب توجه داشته باشد چون این دولتی که الان هست دولت دکتر مصدق نقطه ضعفی ندارد جز اینکه می‌گویند در زمان دکتر مصدق اوضاع مالی و اقتصادی مملکت ما بد شده اولا بنده می‌گویم که اوضاع مالی و اقتصادی مملکت از شهریور۲۰ بد شده‌است (صحیح است) چرا؟ برای اینکه هر وقت هر دولتی نتوانست بودجه اش را بدهد معلوم می‌شود که اوضاع مالیش بد است (صحیح است) و مخصوصا می‌خواستم به آقایانی که با دولت هم تماس دارند و با آقای دکتر مصدق که انشاء الله تشریف می‌آورند این معنی را متوجهشان بکنند و خود بنده هم خدمتشان می‌رسم و این مطلب را عرض می‌کنم چون که چند دقیقه از وقتم را به آقای خسرو قشقایی داده بودم دیگر از بقیه مطالبم صرف نظرمی‌کنم.

رئیس -آقای خسرو قشقایی

خسرو قشقایی - بنده از آقای دکتر فلسفی خیلی تشکرمی‌کنم که چند دقیقه از وقت خودشان رابه بنده مرحمت فرمودند چون عرایضی را که بنده می‌خواستم اینجا بکنم لازم بود قبل از تشکیل دولت اینجا عرض کنم که باطلاع رئیس دولت برسد یکی از مخارجی که در این مملکت شده و می‌شود و برای این مملکت مفید است همان ارزی است که بمحصلین ایرانی داده می‌شود که در خارج تحصیل کنند (ناصر ذوالفقاری - و بمسئولین هم بفرمایید) ولی متاسفانه گویا اخیرا دولت درنظردارد که از این ارز تا اندازه ایی جلوگیری کند (دکتر معظمی – بسیار خرج لازمی است باید بدهند) حتی شنیده می‌شود که درنظر دارد بمحصلین خارجی ارز داده نشود بنده فکرمی‌کنم لازمترین خرجی که برای مملکت ما هست هیمن ارزی است که باید بمحصلین در خارج داده شود (مهندس رضوی - بشرطی که خوب تحصیل بکنند) بطور کلی جناب آقای مهندس رضوی عده زیادی خوب می‌شوند و عده‌ای هم هستند که خوب نمی‌شوند در همین مجلس عده زیادی داریم که با ارز دولتی در خارج تحصیل کرده‌اند و حالا هم بدرد مملکت بسیار می‌خورند و باعث افتخار مملکت هستند و این تشکیلات عریض و طویل وزارت خارجه که ما در خارج داریم و بهیچ دردی حقیقتا در خارج نمی‌خورد (پارسا- اینطور نیست آقای قشقایی) درد هیچ دوائی نیست دولت اگر کاری می‌خواهد بکند باید از بودجه وزارت کشور کسربکند (دکتر فاخر- قسمتی از آن حذف شده) مثلا همین جا ملاحظه می‌فرمایید که می‌گویند ارز نیست ولی برای سفرای کبار و میسیون هاییکه بخارج اعزام می‌شود مبالغ زیادی ارز داده می‌شود و خود ما می‌دانیم و دیده‌ایم آنجا چه جور مصرف می‌شود خود جنابعالی هم اطلاع دارید یکی دیگر از مطالبی که بنده لازم می‌دانم عرض کنم از زحمات مامورین کشاورزی بود که با نداشتن وسایل لازم در سال جاری در جنوب ایران و بطور کلی و در فارس بطور خصوصی که بنده اطلاع دارم ماموریت خودشان را بوجه اکمل و احسن انجام دادند. بنده باندازه خودم و تلگرافاتی که از فارس داشتم از این آقایان تشکرکردم و امیدوارم که وزارت کشاورزی هم آنها را مورد تقدیر قرار بدهد عرض دیگرم راجع بتعداد زیادی تلگرافاتی است که از شیراز۲۵ فیروزآباد ۱۰از کازرون ۱۲از آبادان ۱۰گناوه ۶ بوشهر ۲لار ۲ فسا ۲ جهرم و زنجان رسیده و تایید و پشتیبانی کرده‌اند از دولت آقای دکتر مصدق البته چون نقاط خارج از تهران دور هستند نتوانسته‌اند طومار بفرستند و احساساتشان را بوسیله تلگراف و تحصن نشان داده‌اند و از شرکت ملی نفت که زحماتی متحمل شده و در قم موفق شده‌اند که نفت استخراج بکنند بنده باندازه خودم تشکرمی‌کنم و جناب آقای دکتر معظمی هم اینجا تذکری فرمودند که از جانب ایشان هم تشکرمی‌کنم و این نشان می‌دهد ایرانی علاوه براینکه می‌تواند نفت خودش را اداره بکند حتی نفت را هم می‌تواند استخراج بکند و برخلاف این تبلیغاتی که در خارج می‌شود برعلیه ایران یک نمونه خوبی بوده‌است که در قم نشان داده شده‌است و امیدوارم که از این موضوع هم استفاده کاملی بشود تلگرافات را تقدیم مقام ریاست می‌کنم

رئیس - آقای حاج سید جوادی

حاج سیدجوادی – دو موضوع را می‌خواستم تذکربدهم یکی کم لطفی که روزنامه اطلاعات کرده‌است و با این که سابقه ۲۵ساله در این کشور دارد بایستی خیلی دقیق و وزین و متین باشد و اهالی تهران را باید بهتر از من شناخته باشد که افکارشان روشن تر و سلیقه شان خیلی بهتر از سایر شهرستانهاست چون دیدم که آنجا نوشته شده‌است که بازار بوسیله حاج سیدجوادی تعطیل شد البته این اهانتی است بیکعده مردم روشنفکر و آزاده که بتحریک من و تحریص من بازار را تعطیل کنند آنها خودشان آشنا هستند بمقتضیات وقت و احساساتی هم که سایر شهرستانها کرده‌است سرچشمه از مرکز گرفته‌است موقعی که من از بازارعبور می‌کردم البته مورد تشویق و تمجید و احساسات آقایان قرار گرفتم شاید بهمین جهت بود که ایشان خیال کرده‌اند که من بازار را تعطیل کرده‌ام یکی دیگر هم اینکه الان جناب آقای قنات آبادی همکار رشید و معظم من از تلگرافخانه می‌آیند که اهالی همدان کاملا تحصن اختیارکرده بودند ایشان هم وعده داده بودند که مجلس کاملا متمایل بافکار شما است و آنچه که میل اجتماع است و بمنفعت اجتماع است قدم برمی‌دارد و قسمت دیگر هم این است که من بقیه وقتم را برگذارکردم به آقای پارسا چند نامه هم رسیده‌است که آنها را تقدیم مقام ریاست می‌کنم یک نامه ایست از خیابان بوذرجمهری توسط آقای شبستری و این هم یک طوماری است از قزوین که چندین هزار نفر آن را امضاء کرده‌اند راجع به پشتیبانی دکتر مصدق آن را هم تقدیم می‌کنم و همچنین چندین تلگراف آمده از مجامع دینی و اتحادیه چرخچی‌های وابسته با پان ایرانیسم راجع به پشتیبانی جناب آقای دکتر مصدق یک نامه ایی هم بوسیله جناب آقای صفایی نماینده اول قزوین از رعایای تاکستان آمده لابد شکایاتی دارند هنوزهم بازنشده این را هم تقدیم مقام ریاست می‌کنم این هم طوماریست که کارگران کارخانجات قزوین راجع به پشتیبانی جناب دکتر مصدق داده‌اند خدمت مقام ریاست تقدیم می‌کنم و تتمه وقتم را هم برگذارمی‌کنم به آقای پارسا که قول داده‌ام بایشان (میراشرافی - یک دقیقه اش را به بنده بدهید) نیم دقیقه اش را به تونمی دهم (خنده نمایندگان)

رئیس - آقای پارسا بفرمایید


پارسا- بنده از جناب آقای حاج سیدجوادی خیلی تشکرمی‌کنم که لطف فرمودند و چند دقیقه از وقت خودشان رابه بنده مرحمت کردند که یک عرایضی بکنم در این عرایضی که می‌کنم هیچ نظر سوئی یا بی احترامی بمجلس سنا ندارم این یک بحثی است می‌خواهم آقایان توجه بفرمایند....

شمس قنات آبادی - جناب آقای رئیس بنده یک تذکری دارم این باید معلوم شود چون بستگی با حیثیت مجلس دارد با آبروی مجلس بستگی دارد که شما رئیسش هستید (صحیح است) اینجا دم در سربازها جلوی مردم را که طومارمی آورند با سر نیزه گرفته‌اند اینجا مجلس است یا سربازخانه؟ می‌گوییم چرا نمی‌گذارید می‌گویند سرهنگ گفته که ما اجازه ندهیم طومار را بیاورند اینجامجلس است یا قزاقخانه؟ یا سربازخانه؟

رئیس - بنده از نظر اینکه بیم داشتم مبادا تشنج ایجاد شود دستور دادم بر اینکه اشخاص متفرقه وارد نشوند و هر کس طوماری دارد تذکر بدهند یک نفر از آقایان طومار را بیاورند بدهند به آن آقای نماینده ایی که در نظر دارد بنابراین نگذاردن آمدن در مجلس برای این بوده

گنجهٔ - نیست اینطور آقای رئیس بنده که در مجلس می‌آمدم یکدسته طومار را آوردند دم مجلس که بمن بدهند گفتند ما نمی‌گذاریم یک طومار لااقل باندازه یک نامه ارزش دارد بنده معاون بازرسی را فرستادم باز هم نگذاشتند بدهند

شمس قنات آبادی - این سرهنگ را باید دستور بدهید تعقیب کنند این توهین کرده‌است بمجلس

مکی – آقا یکمرتبه اعلام کنید که این جا سربازخانه‌است زیر نظرتیمسار سرلشگرعلوی پس یکدفعه بفرمایید گرزن بیاید این جا را هم اداره کند

مهندس حسیبی - آقای رئیس دستور شما را اطاعت نکردند این اهانت بمجلس است بنده صبح خودم شاهد بودم که طومارها را توی مجلس می‌آمدند از مستخدمین پس می‌گرفتند

مکی – سرلشگر گرزن گفته‌است

رئیس - رسیدگی می‌کنیم در هیئت رئیسه و شدیدا تعقیب می‌کنیم

مکی – سرلشگر گرزن گنده تر از رزم آرا که نیست

پارسا- راجع باین موضوع جناب آقای گنجه‌ای هم فرمایشی فرمودند بنده هم عرایضی خواهم کرد اگر اجازه بفرمایید بنده عرایضم را بکنم بنده هم راجع باین موضوع عرایضی عرض خواهم کرد رای تمایلی که در جلسه خصوصی مجلس شورای ملی داده شد بنظر بنده دو جهت قابل توجه بود یکی آنکه دقت و توجه وکلا را بامور و وضع کشور میرساند و معلوم می‌کرد که وکلا در این مواقع حساس بسیاست مماطله عقیده مند نیستند و نشان دادند که بحق نماینده ملت نجیب ایران هستند (صحیح است) ولی خیلی جای تاسف است حقیقتا که عده ایی حتی از رجال آزموده‌ها از این ملت نجیب بعنوان ماجراجو و چاقوکش و این و آن یا می‌کنند و بنده گمان می‌کنم این مثل معروف که صدای ملت صدای خداست صدای حق است این را از یاد برده‌اند و نمی‌دانند ملت را نباید تضعیف کرد نباید توهین کرد.

قنات آبادی - آنها صدای حق را نمی‌شنوند

مکی - بملت باید گفت که ما دیگر کاری نمی‌کنیم خودشان بروند انتقامشان را بگیرند انقلاب کنند

پارسا- موضوع روشنی که خیلی در بنده تاثیر کرد یعنی رای تمایلی که داده شد از لحاظ تکاملی بود که در افکارعمومی مردم، در اذهان مردم و نمایندگان ملت حاصل شده یعنی مردم و موکلین ناظر اعمال وکلای خود هستند و تا آن دقیقه ایی که بنده رای دادم هفت تلگراف از موکلین بنده رسید که چه بکن و چه نکن و البته ما هم جواب دادیم که بوظیفه ملی عمل خواهیم کرد و کردیم و حالا آقا این قسمت دوم که عرض کردم تکامل فکری حاصل شده نشان داد که آن موقع گذشته‌است که سه چهار نفر بنام متولی در یک اطاق در بسته ایی بنشینند و مقدارت یک ملت را تعیین کنند ملت بعد از این مستقیما توسط نمایندگان خود و بدون کوچکترین جبنی عقیده و آراء خودش را اظهار خواهدکرد اما در قسمت دوم راجع باین رای تمایل و این اختلاف صوری که بین مجلس شورا و مجلس سنا شده بنده خواستم توضیح عرض کنم بنده دو اصل از قانون اساسی را خدمت آقایان می‌خوانم اصل دوم قانون اساسی می‌گوید «مجلس شورای ملی نماینده قاطبه اهالی مملکت ایران است که در امور معاشی و سیاسی وطن خود مشارکت دارد» این آن اصلی بود که مربوط است بمجلس شورای ملی اما آن اصلی که مربوط به مجلس سنا است می‌نویسد: «اعضای این مجلس یعنی مجلس سنا از اشخاص خبیر و بصیر و متدین و محترم مملکت منتخب می‌شوند ۳۰نفراز طرف قرین الشرف اعلیحضرت همایونی استقرار می‌یابند۱۵ نفر از اهالی تهران و ۱۵نفر از اهالی ولایات و ۳۰نفراز طرف ملت ۱۵نفر بانتخاب اهالی تهران و ۱۵نفربانتخاب اهالی ولایات» نحوه انتخاب در این دواصل را آقایان التفات دارند که خیلی متفاوت است یعنی مجلس شورای ملی که مبین تمایلات ملت ایران است در صورتی که مجلس سنا به آن نحو نیست و خدای نکرده توهمی نشود که بنده قصد اهانت بمجلس سنا دارم بنده فقط از قانون اساسی در این قسمت تفسیری می‌کنم آقا این سنت پارلمانی بوده‌است که از مجلس شورای ملی بخواهند برای چه؟ آنروز آقایان هم فرمودند در جلسه خصوصی به احترام عقیده نمایندگان جدیدی که آمده‌اند باید ببینند آنهایی که بموجب قانون اساسی در امور معاش و سیاسی ملتشان و مملکتشان حق اظهارعقیده دارند نظر تازه ایی چه دارند چه آورده‌اند بمجلس و مجلس سنا کارش کاری است که تمام شده‌است و بقول آقایان با آن رایی که بلایحه حکومت نظامی رای داد اعتماد خودش را باین دولت گفت و اظهار کرد (میراشرافی - قبل ازاستعفاء بود) قربان قبل از استعفاء یا بعد از استعفاء از لحاظ مجلس سنا فرق نکرده و هم اینکه همان دوره اجلاسیه را دارد و همان را ادامه می‌دهد دوره اجلاسیه جدیدی نیست در این مورد ما باید یا مجتهدباشیم یا مقلد قانون اساسی ما بطوریکه آقایان اطلاع دارند قسمتیش اقتباس است از قانون اساسی بلژیک و ما البته نمی‌خواهیم مقایسه بکنیم بین کشور خودمان با کشورهای دیگر از لحاظ قوانین ولی برای تفسیر این نوع مطالب باید برویم روی قوانین کشورهای مشروطه سلطنتی منجمله بلژیک منجمله انگلستان درآنجا رای تمایل نیست چون احزاب متشکلی هستند و این احزاب وقتی کرسیهای مجلس عوام یا مجلس شورای ملی بلژیک را می‌برند آن حزب می‌آید سرکار و هیئت دولت را عهده دار می‌شود بمجلس لردها بمجلس سنای بلژیک یا انگلستان کسی کار ندارد از این لحاظ من خواستم این را عرض کرده باشم در جواب بیاناتی که دیروز در روزنامه خواندم و ضمنا استفاده می‌کنم از وقت و از موکلین محترم تشکر می‌کنم و به آنها قول می‌دهم همانجوری که تلگراف فرموده بودند بنده هم عقاید ملی آنها را مورد نظرقرار داده و بوظیفه ملی خود عمل خواهم کرد (یکی از نمایندگان - همه عمل خواهندکرد) انشاء الله و ضمنا آقای گنجه فرمودند که اینرا بنده خدمت آقایان عرض کنم بعد هم این تلگرافات را خدمت آقای رئیس تقدیم کنم که عده ایی از محترمین اصناف و بازرگانان تبریز پریروز متحصن بودند در تلگرافخانه و آقایان نمایندگان تبریز را برای مخابره حضوری خواسته بودند و مدیران جراید هم جزو متحصنین بوده‌اند و اظهاراتی در پشتیبانی و تایید دولت جناب آقای دکتر مصدق کردند و آقایان نمایندگان تبریزاظهارداشتند که البته مطابق وجدان بوظیفه ملی خود عمل خواهندکرد و همچنین چند فقره تلگراف هم از طرف جناب آقای گنجه‌است که تقدیم مقام ریاست می‌کنم

قنات آبادی - اجازه بدهید این چند طوماری که از لابلای سر نیزه رسیده‌است تقدیم کنم

جلالی موسوی - تلگرافی رسیده‌است از حوزه انتخابیه بنده مبنی بر پشتیبانی دولت دکتر مصدق که تقدیم می‌کنم

اخگر- بنده تذکر نظامنامه ایی داشتم

رئیس - بفرمایید

اخگر- بنده می‌خواستم عرض کنم که حالا بعد از شصت و چند روز که معطل تشریفات بودیم وارد کار شدیم می‌خواستم استدعاکنم آقایان همانطوریکه بنده می‌دانم همه بکشور کمال علاقه را دارند سعی بفرمایید که مسائل عمومی با اتحاد و اتفاق انجام پذیر شود و مطابق ماده ۷۲ نظامنامه هر کسی می‌خواهد نطق کند اجازه بگیرد و بعد از اینکه کسب اجازه کرد هر چه دلش می‌خواهد بگوید در وسط حرف دیگران صحبت کردن و شلوغ کردن دربین حرف وکلا خوب نیست (صحیح است) (معتمددماوندی - مطابق ماده ۷۲بیش از۳ نفرنمی شود صحبت کند) و می‌خواستم عرض کنم که حالا باید مرتب کار بکنیم فعلاکه رای تمایل بجناب آقای دکتر مصدق داده شده‌است ایشان باید کار خودشان را بکنند و ما کار خودمان را حالا که دولت تعیین شد و اینجا معرفی شد البته لوایحی دارد طرح دارد کارهای کشورهم خوابیده ما باید کمیسیونهای خودمان را تشکیل بدهیم که وقتی کاری رجوع شد دیگر معطلی پیدانکنیم

- اعلام تشخیص هیئت رئیسه دائر به تعداد اعضای کمیسیونها[ویرایش]

۴- اعلام تشخیص هیئت رئیسه دائر به تعداد اعضای کمیسیونها

رئیس - وارددستورمی شویم عده اعضای کمیسیونهایی که در هیئت رئیسه در نظرگرفته شده قرائت می‌شود (بشرح زیرقرائت شد)

- کمیسیون برنامه ۱۸نفر
- کمیسیون بودجه ۱۸نفر
- کمیسیون قوانین دارایی ۱۸نفر
- کمیسیون قوانین دادگستری ۱۸نفر
- کمیسیون امورخارجه ۱۸نفر
- کمیسیون کشور۱۸نفر
- کمیسیون فرهنگ ۱۲نفر
- کمیسیون بازرگانی و پیشه و هنر۱۲نفر
- کمیسیون کشاورزی ۱۲نفر- کمیسیون راه ۱۲نفر
- کمیسیون اموراجتماعی و کار۱۲نفر
- کمیسیون بهداری ۱۲نفر
- کمیسیون نظام ۱۲نفر
- کمیسیون پست و تلگراف و تلفن ۱۲نفر
- کمیسیون اموراستخدام ۱۲نفر
- کمیسیون عرایض ۶نفر
- کمیسیون محاسبات ۶نفر

طبق ماده ۲۳هیچیک ازآقایان اعضای هیئت رئیسه نمی‌توانند بعضویت کمیسیون محاسبات انتخاب بشوند

طبق ماده ۲۲ اصلاحی آقایان اعضای کمیسیون‌های مذکوربالامستقلا از بین اعضای شعب با رای مخفی و اکثریت نسبی برای مدت یکسال انتخاب می‌شوند و برای انتخاب حضور دو ثلث اعضای شعبه ضروری است.

مکی - بنده راجع باین موضوع تذکری داشتم

رئیس - بفرمایید

مکی - بطوریکه در هیئت رئیسه تصمیم گرفته شده‌است بیک اشکالی برمی‌خورد بنده خواستم توجه آقایان نمایندگان محترم را جلب بکنم طبق آئین نامه هر نماینده ایی در بیش از سه کمیسیون حق ندارد شرکت بکند با توجه باین که پنجاه و چند کرسی مجلس خالی است و بر تعداد کمیسیونها افزوده شده مثلا کمیسیون کشور در دوره قبل ۶ تا۹ و تا۱۲ نفر بیشتر نمی‌شد حالا شده ۱۸نفر با توجه باینکه کمیسیونها را تعدادشان را زیاد کرده‌اند آنوقت نمایندگان محترم در کمیسیونها یا باید برخلاف آئین نامه شرکت بکنند یا اینکه اگر در بیش از ۳ کمیسیون نمی‌توانند شرکت بکنند کمیسیونها رسمیت پیدا نمی‌کننداین موضوع را الان در اینجا بحث کنیم که وقتیکه انتخابات کمیسیونها شروع می‌شود باشکالی بر نخورد و در موقع تشکیل کمیسیونها اکثریت برای تشکیل آن شعبه کمیسیون حاصل بشود والا کمیسیونها عملا نمی‌توانند کاری ازبین ببرند بنده خواستم باین وسیله توجه همکاران محترم را جلب بکنم که یک همچو اشکالی درپیش هست و رفع این اشکال و ابهام را بفرمایند که وقتی انتخابات شروع شد و آقایان نمایندگان انتخاب شدند اولا با تطبیق وقت این سه کمیسیون با هم اگر بشود ممکن است وقت آقایان نرسد و ممکن است منطبق نشود و اگر هم منطبق شد نمی‌توانند در دو کمیسیون در آن واحد شرکت بکنند با این دلایلی که عرض کردم کمیسیونها نمی‌توانند آن کاری لازمه وظیفه دوره قانونگذاری هر نماینده ایست انجام بدهند و عملا این کمیسیونها تعطیل خواهدشد بنابراین بایستی کاری کرد که یا آئین نامه را اصلاح کرد و گفت نماینده ایی اگر میل دارد می‌تواند در بیش از سه کمیسیون انتخاب بشود یا باید گفت آئین نامه بجای خودش کماکان باقی است از تعداد افراد کمیسیونها کم بکنیم یا برای نمایندگانی که بعدا انتخاب می‌شوند راهی بازکرد برای اینکه این نماینده ایکه ما معین می‌کنیم برای کمیسیونها برای مدت یکسال است ۵۴ نماینده که بعد انتخاب می‌شوند اینها دیگر نمی‌توانند توی هیچ کمیسیونی بروند این آئین نامه این اشکالات را دارد آقایان اگر توجه به عرایض بنده فرمودند و تصدیق فرمودند این مطالبی که عرض کردم بایستی مورد توجه آقایان نمایندگان قرارگیرد و قبلا راهی پیدابکنیم و بعد انتخابات را شروع بکنیم

رئیس – در هیئت رئیسه عده اعضایی که باید انتخاب بشوند و هر کدام می‌توانند در سه کمیسیون شرکت کنند احتساب شد و این قسمت در نظر گرفته شد و بهمین جهت هم بعضی از کمیسیونها ۱۲ نفری در نظرگرفته شد تا بعدا که نمایندگان دیگر آمدند بتوانند آنها را ۱۸ نفر بکنند حالا آقای دکتر فلسفی مطالبی دارند بفرمایید

دکتر فلسفی - بنده هم همین موضوع را خواستم تذکر بدهم آنچه که آقای مکی بیان کردند در هیئت رئیسه مورد رسیدگی قرار گرفت اغلب کمیسیونها از ۱۲ نفر تا۱۸ نفرهستندبهمین جهت عده اعضای خیلی از کمیسیونها به ۱۲نفر تقلیل داده شد و این مطلب در هئیت رئیسه مورد رسیدگی قرار گرفته‌است و اما در مورد سایر نمایندگانی که می‌آیند چاره ایی نیست ما فکرکردیم که بایستی آئین نامه را تغییر داد بسته بنظرمجلس است اگر مجلس تغییر بدهد تامین شده‌است منتهی بعضی از کمیسیونها که خیلی اهمیت داشته مثل کمیسیون بودجه کمیسیون سازمان برنامه ما فکرکردیم که باید حتما آن عده‌ای باشد که قبلا بوده بهمین جهت نظر جنابعالی تامین است.

رئیس - آقای نبوی


نبوی – در تایید آنچه آقای دکتر فلسفی فرمودند خواستم برای رفع نگرانی جناب آقای مکی عرض کنم که این موضوع کاملا در نظر گرفته شده‌است عده نمایندگان منتخبی که حاضرند در مجلس ۷۷ نفرند وقتی سه ۷۷ نفر را حساب بکنیم تعداد آنها زیادتر از آنهاییکه کمیسیونها لازم دارند خواهدشد و برای آنهایی که بعدا می‌آیند۶۰جای خالی است وعده آنها ۵۵نفراست ۱۰کمیسیون که درگذشته اغلب آنها ۱۸ نفری بود این دفعه ۱۲نفر در نظر گرفته شده‌است و اگر انشاء الله بقیه انتخابات انجام شد و آن آقایان تشریف آوردند برای آنها جا باقی است اما اینکه ممکن است یک عده ایی نرسند و کار کمیسیونها پیشرفت نکند بنده از یک نظر فرمایش جناب آقای مکی را تصدیق می‌کنم که آقایان نمایندگان در موقع انتخاب کمیسیونها عجله دارند و اصرار دارند عضویت قبول بکنند ولی مکرر و در سالهای متمادی بنده دیده‌ام که در سه کمیسیون حاضرنمی‌شوند و اگر بخواهیم کارها پیشرفت کند راهش این است که آقایان در جلسات کمیسیونها حاضر شوند و کارهایی که وظیفه آنهاست انجام بدهند والا از این حیث نه آئین نامه اشکالی دارد و نه عملی که هیئت رئیسه کردند اشکالی بر آن وارد است والا باندازه ایی که به هر کمیسیون برسد عده کافی است و رفع نگرانی می‌شود.

رئیس - آقای ملک مدنی

ملک مدنی - این تذکر آقای مکی به نظربنده قابل دقت است در این موقعی که انتخاب کمیسیونها می‌شود باید یک قدری بیشتر توجه کنیم که بعدا بمشکلاتی برنخوریم اگر دو سه کمیسیون در یک روز دعوت کردند با این وضع مشکل می‌شود بنابراین بنظر بنده بهتر این است برای اینکه جایی هم برای پنجاه و چندنفری که باید انتخاب شوند باقی بماند سه کمیسیون هیجده نفری در نظربگیریم که آن سه کمیسیون فعلا کار جاری دارند که کمیسیون بودجه و کمیسیون برنامه و کمیسیون کشوراست که از نقطه نظر اصلاح قانون انتخابات کمیسیون کشور هم لازم است هیجده نفرباشد و این سه کمیسیون را ۱۸نفری در نظربگیریم بقیه کمیسیونها را دوازده نفر هر وقت باقی انتخابات انجام شد کمیسیونهای دیگر را هم هیجده نفری مقام ریاست اعلام بکنند و۶ نفر دیگر از آن دسته انتخاب شوند بنده خیال می‌کنم این چیزی است که هم راه را آسان می‌کند و هم رفع مشکلات می‌نماید و هم اینکه برای آیندگان محل و موقعی باقی می‌ماند که اگر چنانچه انتخاب شدند و باید هم انتخاب شوند برای اینکه ما باید سعی کنیم هرچه زودتر نقیصه این مجلس رفع شود بنده در این جا در اولین فرصت این نظرم را عرض می‌کنم مجلس شورای ملی نماینده قاطبه تمام طبقات کشور ایران است و هر استان و شهرستانی باید نماینده داشته باشد درست است که وقتی ما اعتبارنامه مان تصویب شد نماینده تمام ملت هستیم ولی هر حوزه ایی یک کارهای مخصوصی و محلی دارد که ضرورت دارد نماینده آنجاها هم انتخاب شوند بنده خیال می‌کنم دولت فعلی که بزودی بمجلس خواهد آمد باید اولین برنامه اش این قسمت انتخابات باشد (صحیح است) و اگرهم آقایان موافقند که نمایندگان نقاطی که باقی مانده و استانهای موثرکشور هستند نمایندگانشان انتخاب بشوند و به مجلس بیایند (مهندس حسیبی - ولی با قانونی که انتخابات سابق تکرارنشود)

خسروقشقایی - بنده مطابق ماده ۲۲ آئین نامه تذکری دارم.

رئیس - بفرمایید

خسروقشقایی - مطابق ماده ۲۲آئین نامه طرز انتخابات کمیسیونها بر این است که در هیئت رئیسه تصمیم می‌گیرند و وقتی که تصمیم گرفته شد آقای رئیس بشعب ابلاغ می‌کند که تعداد کمیسیون چند نفر هستند و در آنجا انتخاب می‌شوند و به عقیده بنده بحث این موضوع در این جا موردی ندارد و برای اینکه هر چه بحث شود بیشترکشیده می‌شود فقط این است که آقایان اخلاقا تعهدی پیش خودشان بکنند که بعد از اینکه بقیه نمایندگان انشاء الله بمجلس آمدند در آن موقع یک طرحی در مجلس تقدیم مقام ریاست بکنند و در مجلس تصویب شود که مدت کمیسیونها فقط برای مدت ۶ماه است و اینکار انجام شود و این را باید عرض کنم که بنده نظر و غرضی ندارم و اگر آقایان نمایندگان و مجلس تصمیم بگیرد و آقایان برای مدت ۶ ماه تصویب بکننداین کار حل خواهدشد و این تصمیم را آقای رئیس ابلاغ بفرمایندبه شعب.

رئیس - آقای دکتر کیان

دکتر کیان - بنده نظر خاصی ندارم مذاکرات کافی بنظر می‌رسد عده حاضری که در مجلس است یعنی هشتاد نفر کافی است که سه کمیسیون برنامه و بودجه و کشور هر یک هیجده نفر و بقیه کمیسیونها دوازده نفر با عده فعلی پربشود و جای خالی هم برای آن کمیسیونها دوازده نفری باقی بماند که بعدا هیجده نفری بشود از این لحاظ اشکالی در کار پیش نخواهدآمد و از طرف دیگر ما باید کمیسیونها را طوری انتخاب بکنیم که حاضر بکارشوند و انتخاباتی که فعلا مطابق تصمیم دولت معوق و معلوم هم نیست که کی و بچه طرز انجام خواهدشد نباید به آن فکر کمیسیونها را ناقص بگذاریم بنابراین همین تصمیمی را که هیئت رئیسه اتخاذ کرده‌است بسیار بجا است بعدا که مجلس عده نمایندگانش انشاء الله به ۱۳۶نفر رسید ممکن است یک تصمیمی گرفت و یک اصلاحی در همان موقع پیشنهاد بشود و در همان موقع کمیسیونها اصلا تجدید انتخاب بشوند.

رئیس - آقای مهندس غروی

مهندس غروی - عرایضی که می‌خواستم عرض کنم آقایان فرمودند

رئیس - آقای شهاب خسروانی

شهاب خسروانی - خواستم عرض کنم که تصمیم همان است که هیئت رئیسه گرفته فقط یک موضوع است که بنده لازم می‌دانم عرض کنم برای اینکه نظر دیگران تامین شود ممکن است بعضی از کمیسیونها تجدید انتخاب بشود یعنی بتواند یک کمیسیون کار دو کمیسیون را بکند اگر مجلس قبول بکند.

رئیس - آقای وکیل پور

وکیل پور- بنده عرضی ندارم و می‌خواستم استناد بکنم بهمان ماده ایی که آقای خسرو قشقایی استناد کردند

رئیس - پس بنابراین از آقایان خواهش می‌کنم که شعبه‌ها را تشکیل بدهند و انتخاب اعضای کمیسیونها را شروع بفرمایند به تعدادی که مطابق آئین نامه هیئت رئیسه تشخیص داده شده‌است

- اخذ رای و انتخاب دو نفر جهت عضویت در هیئت نظارت اندوخته اسکناس[ویرایش]

۵- اخذ رای و انتخاب دو نفر جهت عضویت در هیئت نظارت اندوخته اسکناس

رئیس - چون در دستور جلسه انتخاب دو نفر برای ناظر اندوخته اسکناس بوده (میراشرافی - گزارش آقای ریگی قرائت شود) (مکی - هیئت مختلط نفت هم باید از مجلس انتخاب شود) بعد از انتخاب دو نفر، سه نفر بقید قرعه برای نظارت در انتخاب این دو نفر معین می‌شودآقای مهندس حسیبی.

مهندس حسیبی - بنده عقیده دارم موضوع انتخابات نظار بانک چون یک موضوع مهمی است که تعداد کاندیدایی که در مجلس است از تعداد آن اشخاصیکه لازم است زیادترند وهیچگونه هدایتی در این کارنیست اجازه بفرمایید که در خارج از جلسه این موضوع را صحبت کنیم بعد بیاییم رای بگیریم چون قضیه بر هیچکس روشن نیست.

رئیس - چون جزو دستور بوده‌است بنده خیال می‌کنم آقایان در نظر گرفته‌اند آقای حاج سیدجوادی

حاج سیدجوادی - بنده عقیده‌ام اینست که بعد از تشکیل کمیسیونها ناظر بانک را انتخاب کنیم.

مهندس حسیبی - بنده عرض نکردم که از دستور حذف کنیم عرض کردم که برویم بیرون و تبادل نظرکنیم

رئیس – اگر آقایان موافق باشند حرفی نیست (جمعی از نمایندگان - رای رای) اعلام رای شده‌است بنابراین سه نفر بقید قرعه معین می‌شوند (اقتراع بوسیله آقایان ناظرزاده - معتمددماوندی بعمل آمد و نتیجه بقرار زیر اعلام گردید)

آقایان: مکی - حسن شهیدی - فخرالدین فرزانه

مهندس حسیبی - بنده پیشنهاد تنفس دادم

بهادری - بنده مخالفم اعلام رای شده.

مهندس حسیبی - چون به پیشنهاد بنده رای گرفته نشده کتبا خدمتتان تقدیم می‌کنم

رئیس - اعلام رای شده‌است

افشارصادقی - بنده تذکری دارم

رئیس - اعلام رای شده‌است آقایان نظار تشریف بیاورند

(آقایان مکی -شهیدی - فرزانه باتفاق آقایان ناظرزاده - معتمددماوندی در محل اخذ رای حاضرشده و بترتیب ذیل اسامی آقایان خوانده شده اخذ رای بعمل آمد)

آقایان: دکتر معظمی. میلانی. اورنگ. منصف. محمدحسین قشقایی. امامی اهری. ناصر ذوالفقاری. دکتر فلسفی. محمد ذوالفقاری. دکتر کیان. جلیلی. افشار. مجتهدی. دکتر ملکی. موسوی. عبدالرحمن فرامرزی. کهبد. دکتر بقایی. میراشرافی. مشار. گنجه. بهادری. کریمی. جلالی. اخگر. احمد فرامرزی. وکیل پور. نجفی. شبستری

حائری زاده. مهندس حسیبی. شمس قنات آبادی. دکتر شایگان. اخگر. پارسا. مدرس. خلخالی. اقبال. دکتر مصباح زاده. مصدقی. ملک مدنی. دکتر طاهری. ذکائی. مهندس زیرک زاده. نبوی. شاپوری. مهندس رضوی. مهندس غروی. افشارصادقی. شادلو. شوکتی. مراد ریگی. دکتر فقیهی شیرازی. پورسرتیپ. صراف زاده. تولیت. امیرافشاری. شهاب خسروانی. حاج سیدجوادی. نریمان. دادور. جوادعامری. هدی. حمیدیه. مکی. معتمد دماوندی. دکتر فاخر. شهیدی. فرزانه. ناظرزاده

(پس از شماره مهره‌های تفتیشیه و آراء و قرائت آراء نتیجه بقرار ذیل حاصل شد).

مهره تفتیشیه ۷۲ اوراق رای ۷۲

آقای کهبد ۳۴ رای - آقای موسوی ۳۳ رای - آقای صراف زاده ۲۵رای - آقای نریمان ۱۹رای - آقای دکتر کیان ۱۹ رای - آقای فرامرزی ۳رای - آقای خلخالی ۳رای - آقای افشارصادقی ۲رای - آقای اخگر۲ رای - آقایان ملک مدنی و دکتر مصباح زاده ه ریک یک رای – سفید یک ورقه

رئیس - نتیجه استخراج آراء بدین قراراست، عده حاضر در موقع اخذ رای ۷۳ مفر، از هفتاد و دو رای ۳۴ رای آقای کهبد، ۳۳رای آقای موسوی، ۲۵ رای آقای صراف زاده، ۱۹ رای آقای نریمان، ۱۹ رای آقای دکتر کیان داشتند چند نفر آقایان دیگر هم رای داشتند چند نفر آقایان دیگر هم رای داشتند بنابراین آقایان کهبد و موسوی بسمت ناظر اندوخته اسکناس انتخاب شدند

- طرح گزارش کمیسیون تحقیق دایر به تایید نمایندگی آقای ریگی از بلوچستان و تصویب آن[ویرایش]

۶- طرح گزارش کمیسیون تحقیق دایر به تایید نمایندگی آقای ریگی از بلوچستان و تصویب آن

رئیس - حالا اگر آقایان اجازه بفرمایند گزارش کمیسیون تحقیق راجع به آقای ریگی قرائت شود بفرمایید آقای خسرو قشقایی

(آقای خسرو قشقایی مخبر کمیسیون تحقیق گزارش کمیسیون را دائر به تایید نمایندگی آقای ریگی را از بلوچستان بشرح زیر قرائت نمودند)

پرونده انتخابات فهرج (ایرانشهر) که بمخالفت آقای حائری زاده بکمیسیون تحقیق ارجاع شده بود مورد رسیدگی قرار گرفت اینک جریان کار بشرح زیر بعرض مجلس شورای ملی می‌رسد:

جریان کلی انتخابات بلوچستان و نمایندگی آقای مراد ریگی بشرح گزارش شماره ۱۲از شعبه پنجم باستحضار آقایان نمایندگان محترم رسیده‌است.

آقای حائری زاده مخالف اعتبارنامه در کمیسیون حضور یافته و دلایل مخالفت خود را بشرح زیر باستحضار کمیسیون رساندند:

در موقع تدوین قانون انتخابات بلوچستان که حدودش چهار صد فرسنگ می‌باشد مرکزی داشته بنام فهرج که چندان مهم نبوده‌است ولی بعدا مراکزی مانند زاهدان و سراوان و چاه بهار و فهرج (ایرانشهر) برای آنجا در نظر گرفته‌اند سه مرکز اولی آبادتر و دائر و متمدن تر از مرکز آخری است که انجمن مرکزی در آنجا تشکیل می‌شود بهمین دلیل هم مرکز حکمرانی سرزمین بلوچستان در زاهدان می‌باشد.

در زاهدان که حوزه فرعی می‌باشد و چند حوزه تابعه دارد بعلت وجود حکومت نظامی انتخابات انجام نشده درنتیجه عده‌ای از مردم از حق انتخاب کردن محروم شده‌اند با اینکه دستور داده بودند آراء ماخوذه قرائت نگردد تا انتخابات در زاهدان هم پایان یابد باین دستور وقعی نگذاشتند و آراء را قرائت نمودند در نتیجه آقای مراد ریگی بمجلس آمدند. موضوع دیگر اینکه آقای مراد ریگی متهم بقتل مرحوم فرخ زاد است که در ادوار گذشته کاندید آن محل بوده‌اند و این پرونده چندین سال است که تحت رسیدگی می‌باشد. موضوع دیگر بستگی ایشان بعمال اجنبی است و بالاخره بعقیده اینجانب یا انتخابات این حوزه باید باطل شود و یا با اخذ رای در زاهدان تکمیل گردد.

سپس آقای مراد ریگی منتخب مورد اعتراض در کمیسیون حضور یافتند پس از استحضاراز بیانات معترض تذکردادند در موضوع وجودحکومت نظامی در زاهدان و توقف انتخابات در آن نقطه سیاست دولت ایجاب می‌کرد که در آن نقاط حکومت نظامی برقرارگردد و اینجانب از این نظرتقصیری ندارم و با توجه بقانون انتخابات هم این قضیه وسیله توقف نمی‌گردد و در مورد قتل مرحوم فرخ زادهم باید بعرض برسانم این شخص بین راه کرمان و بلوچستان ناپدید شد و بنده هم در آنموقع در طهران بودم اولا دلیلی مبنی بر کشته شدن ایشان در دست نیست ثانیا بفرض اینکه ایشان کشته شده باشند مسئولیتی متوجه اینجانب نمی‌باشد. در مورد انتساب بعمال خارجی هم بایدعرض کنم این ادعا صرفا اتهام و افترا می‌باشد بنده ایرانی و دوستدار مملکتم بوده و بهیچوجه ارتباطی با خارجیها ندارم. کمیسیون باتوجه به بیانات معترض و اظهارات نماینده مورد اعتراض و ملاحظه پرونده و محتویات آن و توجه بتعداد تعرفه اختصاصی حوزه زاهدان و رعایت مجموع آراء منتخب و آراء نفر دوم که چنانچه در حوزه زاهدان هم انتخابات بعمل می‌آمد و کلیه آراء بنام کاندید دیگر بود آقای ریگی حائز اکثریت می‌شدند. گزارش شماره ۱۲ از شعبه پنجم مبنی بر صحت انتخابات ایرانشهر و نمایندگی آقای مراد ریگی را تایید می‌نماید.

رئیس - آقای حائری زاده

حائری زاده - من در موضوع انتخابات اول دوره فکرمی‌کردم که اگر کشمکشی نباشد درمجلس و جریان عمل طوری باشد که بکارهای مملکتی بپردازیم بهتراست خوب یک اشخاصی دعوی نمایندگی می‌کنند که اگر نماینده نباشند اصالتا فردی از افراد مملکت هستند در امور ایران اظهار نظرمی کنند طوری نمی‌شود و مخالف نظر اولین من نبود ولی پس از اینکه کشمکش‌هایی از مجلس شروع شد یک قسمتهایی که بنظر من حساس بود و سابقه می‌شد برای اینکه بکلی قانون معنایش را از دست بدهد و برای الفاظش نتوانیم یک حجتی قائل بشویم به صراحت قانونی لابد ناچارشدم نسبت بچند اعتبارنامه اظهار نظربکنم آن اعتبارنامه هاییکه پرونده اش در شعبه خود ما بود و من مطالعه بیشتری کرده بودم و اطلاعات بیشترداشتم برای من تکلیفی بود که اظهار نظرکنم یکی از آنها موضوع انتخابات بلوچستان است، بلوچستان در موقعی که قانون انتخابات فعلی نوشته شده‌است یک منطقه وسیع عشایری که بیست و پنج، شش عشیره در آنجا زندگانی میکرده بوده‌است و دولت یک قلعه ایی داشته در آنجا که قوایی می‌فرستاده در آن قلعه بنام فهرج و یک مالیاتی از آنجا می‌گرفته از حوزه بلوچستان مقدار زیادی متصل بدریا است و مقدار زیادی هم متصل به پاکستان فعلی و هندوستان سابق ارتباط آنها با مرکز زیاد نبوده بلوچستان یک نفر وکیل در صورتیکه اگر روی احصائیه درست باشد استحقاق سه چهار وکیل دارد بعقیده من چون جمعیتشان زیاداست و استحقاق دارد بلوچستان که سه چهار نفر وکیل بدهد ولی در زمان شاه سابق بلوچستان یک صورت دیگری یواش، یواش بخودش گرفت در آرام نبود بندر مهم ایران سر راه آهن هندوستان و پاکستان شد که آمده بود به زاهدان زاهدان مرز نیست ولی راه آهن آنجا که به زاهدان آمده بود (ریگی – چرا مرزاست) مرز خیلی آنطرف راه آهن است راه آهن خیلی جلوآمده تا رسیده بزاهدان خود پاکستانی‌ها تصدیق دارند که خیلی از راه آهن در خاک ایران است حالا آقای ریگی اطلاعی ندارند من عرضی نمی‌کنم در انجا چهار شهرستان احداث شده‌است و این شهرستان هاهرکدام فرماندارودستگاه و تشکیلات مفصلی دارند که یکی چاه بهارباشد، یک سراوان باشد، یکی ایرانشهرباشدویکی زاهدان، زاهدان مرکزتمدن آن نقطه‌است که آمده‌اند یک حکمران کلی قائل شده‌اند که بلوچستان و سیستان راسرپرستی می‌کند، فرمانداران جزء تقریباگزارشات راباو می‌دهند و از اینجهت می‌گویند مرکز زاهدان است (ریگی - مرکز بلوچستان ایرانشهر است) قبول دارم ولی وضع جغرافیایی آنجا بفرمایش شماعرض نمی‌شود در ایرانشهر... آقای سیدکمال پرونده بلوچستان رابفرمایید بیاورند چون ایرانشهر محلی است که پیشتر قلعه فهرج در آنجا بوده و در قانون اسم فهرج در بلوچستان برده شده‌است و جای دیگر شهرستانی ایجاد نشده بود از نظر قانون انتخابات چهل و پنج شش سال پیش و جدولی که تنظیم شده مرکز را ایرانشهر می‌شناسد از نظر انتخابات و البته تمام تشکیلات سیاسی آنجا مرکزش زاهدان است در گزارشات آنجا می‌نویسد که این ۱۰۸ نفری که دستور داده بودند دعوت شوند و از آنها ۳۶نفر را بقید قرعه انتخاب کنند عده با سواد بیش از ۷۰نفرنبود (عبدالرحمن فرامرزی - ۳۶نفر هم باسواد باشد کافی است) قبول دارم نشسته پاک است این امکان ندارد زاهدان مرکزی است که دبیرستان دارد تجارتخانه‌های داخلی و خارجی هندوستانی و اروپایی دارد و یک مرکزتمدن و آبادان منطقه‌است (ریگی - بلوچستان نیست) تشکیلاتی که برای بلوچستان درادوار مختلف در انتخابات آنجا داده شده بود اینطور بود یک انجمن در ایرانشهر بنام انجمن مرکزی بود البته در ایرانشهر هم انجمنهای فرعی بوده‌است یک انجمن مرکزی هم در چاه بهار که آنهم انجمنهای فرعی داشته‌است یک انجمنی در زاهدان که آنهم انجمن‌های فرعی داشته‌است آراء مجموع آنها جمع آوری میشده می‌آمده در ایرانشهر این طرز عملی بوده‌است که عمل میشده در دوره چهارم من نظرم هست مرحوم آقا سیدحسن خان نامی بود که نماینده بلوچ بود بسیار مرد شریف بود و خیلی طرف اعتماد بلوچها بود بسیار خوب بود همه باو احترام می‌گذاشتند همه بهش عقیده داشتند تقریبا مرشدی بود و وارد کشمکش‌ها و زد و خوردهای ایلی نبود همه بدیده احترام باو می‌نگریستند و آن مرحوم سیدحسن خان نماینده آنها بود از دوره چهارم ببعد بواسطه تشنج‌های دیگر عشایری که آنجا بودند بیست و پنج و شش عشیره ایی که آنجا بودند و فهرست آنها هست که ممکن است بعرض آقایان برسانم یکی از آنها که عده خیلی کوچکی است مال ریگی‌ها است و فامیل خیلی کوچکی است (ریگی - از یزدی‌های آنجا خیلی بیشتراست) یزدیها هم در زاهدان خیلی زیادند در زاهدان آذربایجانی و کاشی و یزدی و مشهدی است در مرکز تمدن متمدنین جمع شده‌اند یک مشت هم دربیابان هستند که آنجا اسباب زحمت مردم را فراهم می‌کنند و فرخ زاد بدبخت را هم می‌کشند (عبدالرحمن فرامرزی - ولی این انتخابات مال بلوچستان است نه کاشی و یزدی و زاهدانی) اجازه بفرمایید ملت ایران یک ملت است اسمش فرق می‌کند از حیث شهرستانها از حیث استانها از حیث طایفه‌ها، از حیث بخشها و از حیث دهات، آذربایجانی ایرانی است، بلوچستانی هم ایرانی است خراسانی هم ایرانی است، کرمانی و کردستانی هم ایرانی است هرکدام در یک ناحیه ایی شش ماه توقف کردند حق دارند در انتخابات آن ناحیه شرکت کنند تهران در سی سال جمعیتش ربع حالا کمتر هم بوده‌است مردم از ولایات آمدند اینجا ماندند اینها تمام در انتخابات تهران شرکت می‌کنند بخواهد آذربایجانی باشد بخواهد بلوچستانی و یزدی و کرمانی باشد فرق نمی‌کند ما امتیازی میان افراد ملت ایران قائل نیستیم همه با هم برادرند و هیچ امتیازی بین آنها نیست که بلوچ باشد یا یزدی مثل هم هستند فرقی ندارد هر کس ۶ماه در آن ناحیه سکونت داشت حق شرکت در انتخابات آن ناحیه را دارد در بلوچستان که عرض کردم بیشتر یک صحرای چهار صد فرسخ در پانصد فرسخ طول و عرض بوده حالا چهار شهرستان مهم است که مهمتر از همه زاهدان است که مرکز تمدن آنجا است موقعی که انتخابات دستور داد شده‌است...

رئیس – آقا عده کافی نیست قدری تامل بفرمایید (بفاصله چند لحظه مجددا اکثریت حاصل شد) بفرمایید

حائری زاده - موقعی که انتخابات دستور داده شده‌است انجمنهای نظارت در حوزه‌های مختلف تشکیل شده در روز ۲۱بهمن ماه پس از واقعه زابل و کشتاری که در آنجا شد و جمعی مردم بیگناه را به گلوله بستند و مردم یکی دو نفراز مامورین را که بی اطلاع بودند کشتند و بعقیده من قشونی‌ها در آنجا مقصرهستند و مردم زابل هیچ تقصیرندارند اعلان حکومت نظامی داده شده مرکز زابل زاهدان است که مرکز بلوچستان و سیستان باشد دستور دادند به زاهدان که اعلان حکومت نظامی منتشربشود البته این حکومت نظامی برای شهر نبوده مردم شهر زابل طغیان نداشتند این مال عشایر اطراف است که تحریک می‌کردند آنها را می‌آوردند بشهر و تولید اغتشاش می‌کردند. یک مشت مردم بیگناه را آلت اجرای نظریات شوم خودشان قرارمی دادند البته در دستور حکومت نظامی حوزه را معلوم نکرده‌اند که شما زاهدان را می‌گویید یعنی تمام بلوچستان یا حوزه فرمانداری زاهدان یا شهر زاهدان. سیستان را که شما می‌گویید مقصود شهر زابل است یا تمام حوزه سیستان (عبدالرحمن فرامرزی - حکومت نظامی تهران مقصود تمام ایران است یا شهر تهران؟) آنجایی که دولت احتمال می‌دهد تولید فتنه و فسادی بشود و از راه قانون نمی‌تواند جلوگیری کند از آن فساد آنجا را دستور اعلان حکومت نظامی می‌دهد قوانین را موقتا تعطیل می‌کند و حکومت نظامی را فرمانفرما قرار می‌دهد باید دید که در بلوچستان و سیستان آیا شهریها این عمل را کرده بودند یا عشایر اطراف آمدند آنجا این کار را کردند (عبدالرحمن فرامرزی - باید دید حکومت نظامی از کجا اعلام شد؟) بعد حرفت را بزن آقای رئیس چرا توی نطق من فضولی می‌کند، وقت خودش حرفت را بزن (عبدالرحمن فرامرزی - بله بعد حرفم را می‌زنم) در قسمت حکومت نظامی وزارت کشوراز وزارت جنگ می‌پرسد که شما شعاع حکومت نظامی را معین کنید و جوابی از وزارت جنگ نیامده‌است که آیا ۴ فرسخ شعاعش می‌باشد که زاهدان فقط باشد یا چهارصد فرسخ که تمام بلوچستان اما فلسفه ایی که برای حکومت نظامی بوده برای جلوگیری از حمله عشایر و کشتار و زحمت مردم، مردم شهر را بعقیده من شامل نمی‌شود و مال تمام حوزه‌است اجتهاد من اینطور است، در آن موقع این اعلان ۲۱بهمن بموقع اجراگذاشته می‌شود روز ۲۶بهمن روز اخذ رای بوده‌است البته در شهر زاهدان که مرکز تمدن بلوچستان بوده‌است مطابق این دستور دولت انتخابات را در چند بخشی که تابع زاهدان هستند انتخابات را متوقف ساخته‌اند ولی در حوزه‌های دیگر باختلاف به این دستور مرکز عمل نکردند وزارت کشور از تلگرافی که ما در پرونده پیداکردیم نمیخواسته خودش یک نظری بدهد محافظه کاری می‌کرد. دستور داده خوب است حالا که اخذ آراء در آن نقاط شده‌است قرائت آراء را متوقف بگذارند تا زاهدان هم انتخاباتش بجریان بیفتد بعدا قرائت آراء بشود و حتی یک صورت مجلسی دربین شکایات هست ولی من ندیده‌ام گفتند در پرونده‌است من خواستم آن پرونده را ولی برای من نیاوردند (ریگی - من بجنابعالی قول شرف می‌دهم که چنین صورت مجلسی وجودندارد) توی کاغذی که رقیب انتخاباتی ایشان نوشته بود و یک نسخه هم برای من فرستاده بود شخصی را اسم می‌برد که رئیس بازرسی آن ناحیه بود که من اسمش را فراموش کردم (ریگی - خاقانی) می‌نویسد که ۲نسخه نوشته شده صورت مجلسها یکیش نزد این شخص است یکی در پرونده امر که در آنجاست می‌گوید این شخص آمده تهران شما بفرستید آن صورت مجلس که تنظیم شده متوقف بماند عملیات انتخابات تا رفع مانع بشود و حکومت نظامی را بردارند نظار و فرماندار هم امضاء کرده‌اند آن صورت مجلسها را حالا چه شده که اعمال نفوذهایی شده و آن تصمیم انجمن بلا اجرامانده بعضی اعضای انجمن مستعفی شده‌اند بعضی نوشته‌اند باطل است آنچه قدر مسلم است و من در این پرونده دیدم اکثریت رجال متمدن حوزه بلوچستان را بواسطه حکومت نظامی از حق انتخاب محرومشان کرده‌اند مثل این است که مردم شهر تهران را از حق انتخاب محروم بکنند و آراء کن و سولقان و لواسانات ۱۲ نفر وکیل بفرستند مجلس باسم نمایندگان طهران این عمل هم عینا مثل همین می‌ماند اگر چنانچه ما این کار را بکنیم دوره بعد اگر یک دولتی آمد بفتوای آقا شهر تهران را حکومت نظامی اعلام داد و گفت قانون هم تعطیل بردارنیست و رفت در کن و سولقان انتخابات کرد۱۲ نفر فرستادند مجلس هیچ مانع و محظوری ندارد و این سوابق غلط است که مرا مجبورکرد باینکه نه حال مزاجی من مقتضی است که در این مسائل جزئی بحث کنم و نه اوضاع مملکت مقتضی است که با کارهای اساسی که داریم باین کارها بپردازیم من مجبورشدم این مساله اصولی را اینجاعرض کنم و توضیح بدهم اگر مجلس ۱۷ باین ترتیب اثربدهد باید فاتحه قانون و انتخابات را در ادوار بعدی خوانده و هر چه چماقلویی چماقش را دست گرفته که من وکیل هستم و دو تا تلگراف هم کرد پا می‌شود می‌آید روی صندلی می‌نشیند که وکیل هستم این وضعیت یک وضعیتی است که برای مملکت ما و برای قانون ما خطردارد والا آقای ریگی چه آنجا باشد چه نباشد برای من فرقی ندارد من نه ملک و آب آن حدود دارم که آقا بفرستد آنجا بچاپدونه آنجامسافرت می‌کنم که مثل فرخزاد من را سر به نیست بکنند من هیچ اهمیتی ندارد برایم نه این جریان برایم نفع دارد و نه ضرر من معتقدهستم که اگر بشود انتخابات آنجا را تجدید بکنند پس از الغاء حکومت نظامی که همه طبقاتیکه آنجاهستند از شهری و ایلاتی از چاه بهاری و زاهدانی تمام شرکت در انتخابات بکنند و نماینده ایی که مطابق مصلحت محلشان باشد بفرستند تهران بیشتربنفع مملکت است.

دیدم بعضی از رفقا بمن می‌گویند که تو مخالف هستی که بلوچستان وکیل بلوچ داشته باشد (ریگی - یزدی هم باشد عیبی ندارد) گفتم آقا یک قضیه‌هایی است که ما در این مملکت تجربه داریم، در دوره ۱۵من در مشهد بودم از سردارهای زاهدان برای تشکیلات حزب دموکرات خواهش کردیم تشکیلات بدهند همه شان قبول کردند ولی همه شان را توی یک اطاق نمی‌شد جمع کرد بقدری روابط خصمانه بواسطه دستهای اجنبی بین سران و رؤسای ایلات و عشایرایجاد شده بود که آن عشایرآن حدود سردارهای زابلی و سیستانی از هم دور شده بودند که در یک اطاق نزدیک بود دست به یقه شوند. من آنها را دعوت کرده بودم بمنزل خودم که اصلاح بدهم آنها را دیدم توی یک اطاق می‌خواهند کتک بزنند بیکدیگر آقای اشرفی در آن موقع استاندار خراسان بود من به اشرفی گفتم که ما در تشکیل حزب دموکرات گرفتار چنین محظوری شده‌ایم انتخابات که پیش بیاید چه خواهد شد او گفت من تجربه‌ام بیشتراست راست هم می‌گفت در عمل هم دیدیم که تجربه اش بیش از من بود این سردارهایی که در مشهد بودند آقای معتمدالسلطنه برادر آقای قوام السلطنه در آنجا آمده بود برای زیارت اینها هم همه رفتند برای دیدن او برای اینکه خودشان را بحکومت مرکزی نزدیک کنند برادر رئیس دولت که آمده مشهد همه باو اظهار ارادت کردند بعد هم او را وکیل کردند تا آخردوره که قوام السلطنه هم استعفا کرده بود و رفته بود و حکومت مخالف آمده بود سرکار آنها باز هم به آقای معتمدالسلطنه رجوع می‌کردند و تقاضای انجام کارهایشان را از او داشتند برای اختلافاتی که داشتند یک شخصی را پیداکرده بودند که نظر مساعد بهمه شان داشته باشد طرفدار یکی و مخالف دیگری نباشد مثل این دوره که جنگ در سیستان شد چون کسی انتخاب شد که طرفدار بعضی بود البته آنها هم با هم خونی بودند و مخالف بعضی این کشمکش کرد و جماعتی مردم شریف هم هنوز در مجلس هستند یک شخص عالم و فاضل را هم که مردم کاندیدش کردند و خودش داوطلب نبود برای اصلاح بین خودشان او را کاندید کردند دیدند این شخص عالمی است در محل با دستجات اختلافی ندارد و مردم او را کاندید کرده بودند این را هم گرفتند حبس کردند که چرا مردم بتو اعتماد دارند (ریگی - زابل با بلوچستان ربطی ندارد) از بلوچستان اطلاعی که بنده دارم در دوره چهارم مرحوم سیدحسن خان بلوچ یک مقام مرشدی داشت که مردم همه باو عقیده داشتند هیچ اختلافی نبود در دوره‌های بعد نمایندگی بلوچستان با طبقاتی بود یک طبقاتی هم به آنها خصومت می‌ورزیدند اشکال پیدا شد برای انتخابات آنجا لابد شدند توافق بکنند چون سردار اسعد بختیاری روح ایلی داشت باختلافات ایلی روشن بود چند وقت هم خودش استاندارکرمان بود آشنا بودند باو یک چند دوره هم سردار اسعدبختیاری بود در صورتیکه در دوره شاه سابق علاقه داشت که حتی الامکان از هر محلی مردم همان محل باشد البته مردمی را می‌خواست که مطابق ذوق و سلیقه خودش باشد ولی در هر صورت می‌خواست از همان محل باشد نمی‌آمد شیرازی را از خرم آباد انتخاب کند و یک نفر یزدی را برای آذربایجان این نظر را نمیداده شاه سابق دید با این اختلاف و تشنجی که در حوزه بلوچستان هست و آنها یک اشخاصی هستند که نمی‌گذارند حکومت مرکزی آن نفوذ خودش را در انجا اعمال بکند اینکار را کرد هنوز هست یک قسمت‌هایی از بلوچستان باین درد مبتلاهست روپیه پاکستانی پول رواج است و پول تهران را اسکناس ایران راخرید و فروش می‌کنند نگهداشتند شعب بانک ملی در انجا دایرشود و پول ایران در آنجا رواج یابد (ریگی – اصلا آنجا چنین چیزی نیست آقای حائری زاده نگو این حرفها را) یک صورت مجلسهایی است که چون نظامیها تهیه کرده‌اند من اعتقادی به آن صورت مجلسها نمی‌کنم چون من باینها حق چنین قضاوتی نمی‌دهم در دنیا باید قوای نظامی مطیع باشد در مقابل قوای کشوری و قضایی حق قضاوت را من بسرباز و لشکری نمی‌دهم در دوره سابق همه کارها را گرفتند دادند دست نظامیان که قضاوت بکنند یک کاغذهایی برای من فرستادند که چون اینها قضاوت نظامیان است من استناد نمی‌کنم یک صورت مجلسهایی است که توی آن یک خیانتها و جنایتهایی نسبت داده‌اند که پدر این بزرگوار او خود این بزرگوار را دامنگیر می‌شود من چون بقضاوت نظامیها اهمیت نمی‌دهم و اعتقاد ندارم اینست که به ان اوراق استنادنمی‌کنم (ریگی - متشکرم) ولی چیزی را که من معتقدم و مطمئنم که حقیقت است این است که آنجا چماق حکمفرماست در بیابان و در شهر زاهدان هم که انتخابات نشده‌است پس من نمی‌توانم این انتخابات را مرضی اهالی ساکن مرز خودمان که یک قسمت مجاور دریاست و یک قسمت مجاور مرز بدانم...

رئیس - اکثریت نیست، ۳۸ نفرند. (بعد از چند لحظه اکثریت حاصل شد) بفرمایید.

حائری زاده - و از طرفی هم چون من تا بحال امتحان کرده‌ام در این مجلس طرز قضاوت این مجلس و طرز قضاوت کمیسیون تحقیقی ما غیر از طرز قضاوتی است که ما در دادگستری داشتیم ما آنجا می‌رفتیم روی اسناد و مدارک و دلیل و اوضاع و احوال و قرائن و یک فتوایی می‌دادیم بنفع زید یا عمرو ولی در مجلس این امتحانی که من در این مدت قلیل کرده‌ام هیچ قضاوتش متکی باین حرفها نیست روی رفاقت‌ها روی دوستی‌ها البته یک کسی که دو ماه با آنان حشر و آمیزش داشته خجالیت می‌کشد بهش بگویند که تو آدم بدی هستی ولی من وقتی موضوع مسائل عمومی مملکتی که شد شخص را هیچ اهمیتی بهش قائل نیستم من آراء مردم و افکار عمومی را محترم میشمارم وقتی امروز یک عده ایی در فشار واقع بشوند و حقی از بین برود اگر همه هم بمن فحش بدهند من چیزی را که بسعادت مملکت تشخیص بدهم می‌گویم و وظیفه دار هستم بگویم و در این دوسیه هم این مطالبی که گفتم هست اگر آقایان می‌خواهند یکی یکی پیدا کنم و ارائه بدهم ولی چون تشخیص داده‌ام که آقایان کاری به قضاوت و طرز آن ندارند من بعرایض خودم خاتمه می‌دهم.

رئیس - آقای ریگی بفرمایید

ریگی - عرض کنم این فرمایشاتی که آقای حائری زاده فرمودند دو سه مطلب بود یک قسمتش راجع بزابل بود که جریان زابل با بلوچستان در قسمت انتخابات هیچ مربوط نیستند و اصلا ما دو وکیل داریم یکی مال زابل است و یکی مربوط به بلوچستان (صحیح است) اما قسمت دومش که آقای حائری زاده فرمودند راجع بحکومت نظامی و زاهدان اولا بتاریخ هم که مراجعه بکنید ایرانشهر از قدیم حکومت نشین بلوچستان بوده‌است و مرکز بلوچستان ایرانشهراست زاهدان در جنگ بین المللی سابق یک راه آهنی آمده بود آنجا یک مرزی است (عبدالرحمن فرامرزی - انتخابات آقا تابع قانون انتخابات و جدول انتخاباتست) و انتخابات هم مرکزش ایرانشهریعنی فهرج قدیم است اما راجع بانتخابات بلوچها اولا بین ما و بلوچها ابدا اختلافی نیست و حتی امروزهم تلگرافی داشتم از ایرانشهر که آقای دکتر معظمی هم دارد و از آقایان خواهش کرده‌اند که تکلیف بنده را زودتر روشن بکنند و اختلافی بین ما و بلوچهانیست فقط یکنفرهست و آن عیسی مبارکی است یک کسی است که چندین سال در بلوچستان دزدی کرده و بعد هم گرفته‌اند و آورده انش اینجا ارباب مهدی ترقیش داده (یکی از نمایندگان – در جوادیه) خوب جوادیه هم یک محلی است من اینها را خیلی خلاصه عرض می‌کنم چون بعد آقای فرامرزی خواهند گفت اما در قسمت اتهامی که می‌زنند آقای حائری‌زاده تمام ایرانیها بغیر از خودش که همه بیگانه پرستند خدا شاهد است که من هیچ سابقه‌ای ندارم و بیگانه پرست آقای مهدی ارباب بود که آذربایجان زیر مهمیز پای پیشه وری بود او میزبان او بود بیگانه پرست آنها هستند نه ما، ما خدمت کردیم باین مملکت، نسبت به فرخزاد هم من اطلاعی ندارم من بخدا وارد نیستم هر کس را که در بلوچستان می‌کشند تهمت بما می‌زنند.

جمعی از نمایندگان - رای - رای

رئیس - رای می‌گیریم...

عبدالرحمن فرامرزی - بمن گفت که در آنجا ملا مکتبی بوده‌ای این جغرافیای اداره آماراست می‌خواستم بایشان نشان بدهم این را من ننوشته‌ام آنجا چهل هزار نفوس است یک کسی که به چهل هزار نفرآدم حقوق می‌دهد و اینقدر غرض ورزی هست که می‌گوید کوه نیست دره نیست...

رئیس - رای می‌گریم باعتبارنامه آقای ریگی آقایانی که موافقند ورقه سفید می‌دهند

(اسامی آقایان نمایندگان بترتیب ذیل توسط آقای ناظرزاده (منشی) اعلام و اخذ رای در محل نطق بعمل آمد)

آقایان: مدرس - مهندس حسیبی - مهندس زیرک زاده - میلانی – محمد ذوالفقاری - خسروقشقایی - ناصر ذوالفقاری - دکتر کیان - عبدالرحمن فرامرزی - شبستری - امامی اهری - دکتر مصباح زاده - دادور- هدی - مجتهدی - پارسا- میرمجیدموسوی - گنجه - افشار- کهبد- نادعلی کریمی - قنات آبادی - مشار- حاج سید جوادی - دکتر فلسفی - اخگر- احمد فرامرزی - نبوی - نجفی - شهیدی - وکیل پور- فرزانه - اقبال - مصدقی - ملک مدنی - دکتر طاهری - جوادعامری - اورنگ - دکتر بقایی - شاپوری - مهندس رضوی - شادلو- شوکتی - منصف - مهندس غروی - پورسرتیپ - دکتر فقیهی شیرازی - جلیلی - شهاب خسروانی - میراشرافی - تولیت - افشارصادقی - امیرافشاری - نریمان - معتمددماوندی - دکتر فاخر- ناظرزاده

(پس ازشماره آراء نتیجه بقرارزیربود)

ورقه سفید موافق ۴۶مخالف بی اسم ۱، ورقه سفید بی اسم علامت امتناع ۷

رئیس - عده حاضر ۵۸ نفر با ۴۶ رای موافق اعتبارنامه آقای ریگی تصویب شد.

اسامی موافقین - آقایان: دکتر بقایی - نادعلی کریمی - یوسف مشار- سیدمرتضی شبستری - مهندس احمد رضوی - حاج سیدجوادی – محمود جلیلی - احمدفرامرزی - عبدالرحمن فرامرزی - میراشرافی - امامی اهری - حسین نبوی - اورنگ - اخگر- خسرو قشقایی - مدرس – محمد ذوالفقاری – ناصر ذوالفقاری - دکتر مصباح زاده - دکتر کیان - موسوی - تولیت - معتمددماوندی - ناظرزاده - هدی - مجتهدی - منصف - محمدابراهیم شاپوری - پورسرتیپ - کهبد- دکتر طاهری - دکتر فلسفی - ملک مدنی - مصدقی - شادلو- پارسا- شوکتی - دکتر فاخر- شهیدی - وکیل پور- دکتر فقیهی شیرازی - شهاب خسروانی - جوادعامری - افشارصادقی - نجفی فردوسی - غروی

سفید علامت امتناع: ۸ورقه

حاج سیدجوادی - آقای رئیس نامه ایی رسیده‌است که تقدیم مقام ریاست می‌کنم (یکنفرازنمایندگان - راجع به چه؟) راجع به پشتیبانی از دولت جناب آقای دکتر مصدق

(آقای دکتر مصباح زاده جهت قرائت گزارش شعبه راجع بانتخابات نجف آباد به محل تریبون آمدند) (میراشرافی - بماند برای جلسه بعد) (بعضی ازنمایندگان - اکثریت نیست)

- تعیین موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه[ویرایش]

رئیس - جلسه بعد روز ۵شنبه ۱۹دو ساعت و نیم قبل از ظهر از آقایان نمایندگان درخواست می‌کنم که اعضای کمیسیون‌ها را انتخاب بفرمایند که در جلسه بعد اعضای کمیسیون‌ها در مجلس خوانده شود و بعد گزارش و اعتبارنامه آقای شهیدی مطرح می‌شود و پنج نفرهم که برای هیئت مختلط نفت باید انتخاب شوند انتخاب خواهند شد.

(مجلس نیمساعت بعد از ظهر ختم شد)

رئیس مجلس شورای ملی - دکتر سیدحسن امامی