لاهوتی (قطعه‌ها و منظومه‌ها)/یانکا کوپالا

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' لاهوتی (قطعه‌ها و منظومه‌ها)  از ابوالقاسم لاهوتی
(یانکا کوپالا[پانویس ۱])
'


مردی مسلح، بزرگ و جسور

مجسمۀ فخر و اعتلا،

تازه رسیده از جاهای دور

در مملکت یانکا کوپالا.


- کی به این کشور یاری کرده است،

کی به عشق او بوده مبتلا،

کی به درد او زاری کرده است؟

جوابی قطعی: - یانکا کوپالا!


من گرفتار این گل بوده ام؛

وگر هم باید ببینم جزا،

باشد!

من او را، بلبل بوده ام.

خود من، اینک، یانکا کوپالا!

- من دوست توام، اکتبر، انقلاب.

آمدم، که با دست توانا

آباد کنم، این خانۀ خراب،

تا خرسند شود یانکا کوپالا.

من تو را آنسان می کنم بلند،

که ببینندت همۀ دنیا،


تو را با انگشت، نشان بدهند،

بگویند: این است یانکا کوپالا!


بلبل اسیر، پرواز کرد آزاد،

روح افسرده از نو شد برنا.

حالا دیگر او، خرم است و شاد،

غم نمی خورد یانکا کوپالا.


ترانۀ او، زاری ندارد،

می غرد مثل شیر بی پروا.

از دولت گل، خواری ندارد.

خوشا به حال یانکا کوپالا!


مسکو، ژوئن ۱۹۳۵

یادداشت‌ها[ویرایش]

  1. یانکا کوپالا Yanka Kupala = بزرگترین شاعر کشور جمهوری سوسیالیستی بلوروسی.