لاهوتی (قطعه‌ها و منظومه‌ها)/علم عدل

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' لاهوتی (قطعه‌ها و منظومه‌ها)  از ابوالقاسم لاهوتی
(علم عدل)
'


 با زوزه دَوَد، گلۀ بربادکننده؛تازد ز پی اش، ارتش آزادکننده. 
 کاهد چو یخ، از خشم دلیران وطن خصم،دی دارد از آن، این نفس شادکننده. 
 فوج وطن، عاجزشدنی نیست، که داردچون اهل وطن، قوۀ امدادکننده. 
 اکنون کشد از نصرت ما غرش جنگی،هر مملکت زاری و فریادکننده. 
 ویرانه کنیم عالم خونریزی و وحشتما نسل خردپرور و آبادکننده. 
 ابله کند اندیشه، که افتد به اسارتاین ملک حیات آور و ایجادکننده. 
 بر پا علم عدل نماییم به عالمبا سر زدن از هیتلر بیدادکننده. 

ستالین آباد، ژانویۀ ۱۹۴۳