لاهوتی (قطعه‌ها و منظومه‌ها)/سپارش مادر ازبک

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' لاهوتی (قطعه‌ها و منظومه‌ها)  از ابوالقاسم لاهوتی
(سپارش مادر ازبک)
'


 رو، پسرجانم، ز دشمن رو مگردان، برنگرد،گر نگردد قاتل از تیغ تو غلتان، برنگرد! 
 گر نمی خواهی شود میهن زبون، تا روز فتحجنگ کن، از نیمه ره، ای نور چشمان، برنگرد. 
 میجهد دشمن، که سازد کشور ما را خراب،تا نسازی خانه اش از بیخ ویران، برنگرد. 
 تو به میدان رو، من اینجا پاسبانی می کنم،پیش من، بی مژدۀ اعدام دزدان برنگرد. 
 خواهد ار فاشیست از دستت گریزد در نبرد،با زبان تیر فرمان ده به وی: «مان، برنگرد!» 
 تا کنم از جان حلالت شیر پستان، بی شکارای پسر، پیش ستالین، شیر شیران، برنگرد! 
 چون پدر مردی کن، از این جنگ خونین، بی ظفر،قهرمان فرزند خلق ازبکستان، برنگرد! 

تاشکند، ژوئیۀ ۱۹۴۱