لاهوتی (قطعهها و منظومهها)/دیدار یار
ظاهر
| امروز، به پیش یار رفتم. | با حالت بیقرار، رفتم. | |||||
| او، شمس شرافت است، پیشش | با عزت و افتخار رفتم. | |||||
| چون اشتر مست بودم و، عشق | بگرفته به کف مهار، رفتم. | |||||
| با آنکه شروع تیر مه بود، | با لذت نوبهار رفتم. | |||||
| او، ماه درون اختران بود | من، ماه گرفته وار، رفتم. | |||||
| آنقدر نمود مهربانی | کز او شده شرمسار، رفتم. | |||||
| خوابم نبَرَد ز شادی امشب، | امروز، به پیش یار رفتم. | |||||
مسکو، ۱۹۳۷