لاهوتی (قطعه‌ها و منظومه‌ها)/تاریخ محبت

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' لاهوتی (قطعه‌ها و منظومه‌ها)  از ابوالقاسم لاهوتی
(تاریخ محبت)
'


 ای برده دل و ربوده هوشم،ای غارت صبر و تاب و توشم، 
 ای باعث آه و شور و جوشم،ای علت ناله و خروشم! 
 غمخوار و کسم، تو هستی و بس؛فریادرسم، تو هستی و بس؛ 
 روح و نفسم، تو هستی و بس؛عشق و هوسم، تو هستی و بس. 
 خواهم که به وقت جان سپردنگیری تو، سر مرا به دامن 
 و افسانه شود ز بعد مردنتاریخ محبت تو و من. 
 دل، جز تو ندارد آشنایی،با او منما تو بی وفایی، 
 او را مفکن به بینوایی،یک لحظه مکن از او جدایی! 
 پیوسته چو غنچه، نوجوان باش،چون بخت، همیشه کامران باش، 
 با من، به وفا و مهربان باش،آرام دل و انیس جان باش! 

ستالین آباد، مارس ۱۹۳۳