لاهوتی (قطعه‌ها و منظومه‌ها)/به ماکسیم گورکی

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' لاهوتی (قطعه‌ها و منظومه‌ها)  از ابوالقاسم لاهوتی
(به ماکسیم گورکی[پانویس ۱])
'


 به خُردی به بازار کرمانشهانبدیدم یکی شیر با شیربان. 
 در اطراف آن شیر، از مرد و زنچنان گرد گردیده بود انجمن 
 که دیگر پی دیدنش ره نبود.سگ شهر، از آن شیر آگه نبود. 
 از آن کوچه، در وقت این گیرودارامیری گذر کرد بهر شکار، 
 فکنده به قرپوس[پانویس ۲] توسن عنان،در اطراف او، گله ای از سگان. 
 ز بس خلق، در گرد آن شیر نر،گذشتند سگ ها از او بی خبر. 
 از این کار ناشاد شد شیربان،نظر کرد خشمین به شیر ژیان: 
 بگفتا که ناموس شیری مجوز شیری که سگ ها نترسند از او. 
 نه شیر است این، بلکه بیچاره ایست،که سگ هم ز بیمش هراسنده نیست. 
 از این گفته آن شیر، شیری گرفتوز این طرز دیدن، دلیری گرفت. 
 به پا خاست از جا و خمیازه کرد.بغرید مانا که از روی درد. 
 غریوش چو بر گوش سگ ها رسید،هر آن سگ که بشنید، زوزه کشید، 
 هم از کین هم از بیم شیر ژیانگریزان و لرزان و عوعوکنان. 
 از این ماجرا، شیربان شاد شد؛ز بند غم و غصه آزاد شد، 
 که شیرش ز قوت نیفتاده است،به پیکار شیرانه آماده است. 
 تو هم شیری ای گورکی نامور،بوَد شیربان تودۀ رنجبر. 
 چو سگ های سرمایه عوعو کنند،سر شیربان تو گردد بلند. 
 به ضد سگان، حمله را بس مکن،بکش نعره، اندیشه از کس مکن. 
 ز کار سگان نیز، غمگین مباشوز این عوعو و زوزه شرمین مباش 
 که از دشمن و دوست، بینندگانشناسند سگ را ز شیر ژیان. 

مسکو، دسامبر ۱۹۳۰

یادداشت‌ها[ویرایش]

  1. ماکسیم گورکی = نویسندۀ بزرگ روس که به سال ۱۹۳۵ میلادی درگذشت.
  2. قرپوس = کوهۀ زین، برجستگی جلوی زین، قاش زین.