لاهوتی (قطعه‌ها و منظومه‌ها)/بازگشت به وطن

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' لاهوتی (قطعه‌ها و منظومه‌ها)  از ابوالقاسم لاهوتی
(بازگشت به وطن)
'


در غم آشیانه پیر شدم؛

باقی از هستیم، همان نامیست.

مردم از غصه، این چه ایامیست؟

من که از این حیات سیر شدم.

گفتم، ار چند نیست بال و پرم،

نتوانم سوی چمن بپرم،

چنگ و منقار و سینه هست و سرم،

خز-خزان تا به باغ می گذرم...


چمن آمد ز دور در نظرم،

قوت آمد به زانو و کمرم.

لانه ای دید چشم های ترم،

چون رسیدم، کباب شد جگرم،-

دیدم این نیست آشیان، دامیست.

آه...

من باز هم اسیر شدم!


خانقین عجم، آوریل ۱۹۱۵