لاهوتی (قطعه‌ها و منظومه‌ها)/الهام و عصا

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' لاهوتی (قطعه‌ها و منظومه‌ها)  از ابوالقاسم لاهوتی
(الهام و عصا)
'


 دیدم الهام شاعری، دیروزدربه در می دوید در هر سو. 
 گفتمش، ای فرشتۀ رعنا،از چه آواره گشته ای تو؟ بگو! 
 گفت: گم شد عصای شاعر من،لنگد از غصه، طبع قادر او. 
 باید آن چوب دست را یابم،تا که احوال او شود نیکو. 
 من ز الهام، چون شنیدم این،زود در جستجوی افتادم. 
 کافتم[پانویس ۱]، کافتم، عصایش رایافتم، پس به آن پری دادم. 
 اینک الهام را، بر شاعرعاقبت با عصا فرستادم. 
 طبع شاعر ز نو گهر باردهمچو ابر بهار و، من شادم. 

یادداشت‌ها[ویرایش]

  1. کافتن - جستجو کردن (گویش تاجیک)