لاهوتی (غزلیات)/یار خجندی

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' لاهوتی (غزلیات)  از ابوالقاسم لاهوتی
(یار خجندی)
'


 خونابۀ این سینه ام، ای یار خجندی،دل بوده، تو آن را به چنین روز فکندی! 
 خوبی تو، ولی حیف که عشاق فروشی،جانانه ای، افسوس که بیگانه پسندی. 
 مهر از تو اگر می طلبم، منکر مهریپندت به وفا گر بدهم، دشمن پندی. 
 هر ره، که از آن، سوی تو آیم، تو بگیری،هر در، که از آن، روی تو بینم، تو ببندی. 
 گویم ز چه ما را بفروشی، تو برنجی،گویم که چرا رحم نداری، تو بخندی. 
 هر تخم وفا کاشتم از مهر تو در دل،آن را به جفا، عاقبت از ریشه بکندی. 
 القصه، میان همه خوبان زمانهبی مهرتری از همه، ای یار خجندی! 

تاشکند، مارس ۱۹۲۶