لاهوتی (غزلیات)/پیمانه دل

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' لاهوتی (غزلیات)  از ابوالقاسم لاهوتی
(پیمانۀ دل)
'


 پر کرده ام از مهر تو، پیمانۀ دل را،با شکل تو آراسته ام خانۀ دل را. 
 از آب و گل صدق و وفا کرده ام آبادبا رهبری عشق تو، ویرانۀ دل را. 
 جانانه مرا می طلبد، او به سر آید.قربان شوم این حالت مستانۀ دل را! 
 حیران شده بر سینه نهد دست ارادتاز من شنود هر کسی افسانۀ دل را. 
 یک عمر زدم غوطه به دریای محبت،تا یافتم آن گوهر یکدانۀ دل را. 
 بر جلوه و زیبایی او، رشک برد گلبیند به چمن چون رخ جانانۀ دل را. 
 در خانه و در کوچه و صحرا همه خوانندافسانۀ لاهوتی دیوانۀ دل را. 

مسکو، سپتامبر ۱۹۳۷