لاهوتی (غزلیات)/هنر عشق

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' لاهوتی (غزلیات)  از ابوالقاسم لاهوتی
(هنر عشق)
'


 «یار از دل من خبر نداردیا آه دلم اثر ندارد...»

(از آثار قدیمی ها)   جز عشق، جهان هنر نداردیا دل هنر دگر ندارد؟   یا موسم صبر من خزان شدیا نخل امید، بر ندارد.   یا بر رخ من نمی شود بازیا قلعۀ بخت، در ندارد.   یا وصل تو، قسمت بشر نیستیا طالع من ظفر ندارد.   یا دامن رحم تو طلسم استیا نالۀ من شرر ندارد.   یا تیر تو بگذرد نهانییا سینۀ دل سپر ندارد.   یا عشق، خط امان به او دادیا دل ز بلا حذر ندارد.   یا چشم تو با دلم رفیق استیا شیر سیه، خطر ندارد.   یا با دل خسته مهربان باشیا جان بستان، ضرر ندارد! 

مسکو، ژانویۀ ۱۹۳۹