لاهوتی (غزلیات)/ملک عشق

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
 زمین و آسمان را گر بکابم[۱]بتی مانند تو نیکو، نیابم. 
 همیشه در جهان ناکام بودم،تو را دیدم، از آن دم، کامیابم. 
 همه عمرم به تاریکی گذشته ستکنون رویت نمی ماند به خوابم. 
 به تنهایی گرفتم عادت، اکنونز شادی، پیش تو در اضطرابم. 
 چه خوش ملکی است ملک عشق، کاینجارفیق راه باشد آفتابم. 
 به جز کویت، به هر شهری که رفتممرا راندند ناداده جوابم. 
 چه سازم، زندگانی تا مرا دید،حریف جنگ خود کرد انتخابم. 
 مرا، تو، دوست خواندستی، عجب نیستکه دشمن، سعی دارد در عذابم. 

مسکو، مارس ۱۹۳۹

یادداشت‌ها[ویرایش]

  1. بکاوم - بجویم (گویش تاجیک)