لاهوتی (غزلیات)/سبب هستی

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' لاهوتی (غزلیات)  از ابوالقاسم لاهوتی
(سبب هستی)
'


 از هر گپ[پانویس ۱] آن، تازه شود جان، چه لب است این!من دل به چنین لب نسپارم... چه گپ است این؟ 
 رفتار ببینید، چه دل می کشد... الحق،در بین همه سروقدان، منتخب است این. 
 دل در غم او غرقۀ خون گشته و بی رحمباور نکند پاکی دل را، عجب است این! 
 سوزد تنم از تاب تب عشقش و بوسمخاک قدمش را به تشکر... چه تب است این؟ 
 می خندد و گوید که تو را دوست ندارم،ناز است، ندانم به خدا، یا غضب است این؟ 
 تابد به برم ماه رخ یار، چنین روزخورشید ندیده است به عمرش... چه شب است این! 
 ارزنده تر از عشق، به عالم گهری نیست.پاکیزه بدارش، که به هستی سبب است این. 

مسکو، سپتامبر ۱۹۴۰

یادداشت‌ها[ویرایش]

  1. گپ = سخن - گفته (گویش تاجیک)