لاهوتی (غزلیات)/دوری از دلدار

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' لاهوتی (غزلیات)  از ابوالقاسم لاهوتی
(دوری از دلدار)
'


 جانا، دلم که پیش تو چون بره راحت است،تنها که هست، جنگره[پانویس ۱] چون ببر می شود. 
 چشمم که پیش روی تو رخشان ستاره است،دور از تو، تیره می شود و ابر می شود. 
 در بودن تو، کلبۀ تنگم بود چمن،بی تو، چمن به دیدۀ من قبر می شود. 
 کاهد غم از نگاهت، اگر هم بود چو کوه،کاه ار بود، جدا ز تو استبر[پانویس ۲] می شود. 
 سوزم ز هجر و مردم، گویند صبر کن،مردم که! آخر این همه هم صبر می شود؟ 
 باید دویده پیش تو آیم، که زیستن،بی روی تو، به دیده و دل جبر می شود. 

تاشکند، مه ۱۹۴۱

یادداشت‌ها[ویرایش]

  1. جنگجو.
  2. استبر = استبرک یا استبرق گونه ای درخت گرمسیری - درشت و کلفت.