لاهوتی (غزلیات)/جواب ظلم

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' لاهوتی (غزلیات)  از ابوالقاسم لاهوتی
(جواب ظلم)
'


 چه ننگ و عار کسی را ز بند و زنجیر استکه در مبارزۀ صنف فعله، چون شیر است. 
 از آن زمان که شنیدم به جرم رنجبریبه کنج محبس شه، دوستم زمینگیر است: 
 «به شب نشینی زندانیان برم حسرتکه نقل مجلسشان، دانه های زنجیر است». 
 بگو به تودۀ ایران، که ترک شکوه کند؛جواب ظلم، فقط آبداده شمشیر است! 
 به ضد جور و ستم، اتحاد و تشکیلاتبرای صنف ستمکش، یگانه تدبیر است. 
 ببین چسان شکم خواجه، سیر از آن نانیستکه رنجبر پی تحصیل آن، ز جان سیر است! 
 ستم نگر، که ز محصول خویش نان خوردنبرای فعلۀ ایران بزرگ تقصیر است! 
 اسارت زن و بیداد شاه و غفلت خلقحکایتیست که بیرون ز حد تحریر است. 
 به جنگ ظلم، جوان است روح لاهوتی،سفیدمو شده، اما گمان مبر پیر است. 

تاشکند، اکتبر ۱۹۲۹