لاهوتی (غزلیات)/تصدیق وفاداری

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' لاهوتی (غزلیات)  از ابوالقاسم لاهوتی
(تصدیق وفاداری)
'


 اینقدر ضعیفم که گر آهی بدمیدم،بینید ز جا، چون پر کاهی بپریدم! 
 جان پیشکشش کردم و گفت این ز تو نبود،کاول قدم آن را به نگاهی بخریدم. 
 در مزرعۀ عمر خود از کشتۀ امیدکی شد که به جز خار، گیاهی درویدم؟ 
 قانع ز دهان تو به حرفی شدم، آن همگاهی بشنیدم ز تو، گاهی نشنیدم. 
 بسیار ز بیداد تو عاجز شدم، اماجز سوی تو، دیگر به پناهی ندویدم. 
 کی شد که ز فرماندهی چشم سیاهتامر آمد و من راه سپاهی نبریدم؟ 
 تصدیق وفا داریم این بس، که ز دستتصد گونه جفا دیدم و آهی نکشیدم. 

باکو، آوریل ۱۹۲۲