لاهوتی (غزلیات)/ای میهن!

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو

 تنیده یاد تو، در تار و پودم، میهن، ای میهن!بود لبریز از عشقت، وجودم، میهن، ای میهن!   تو بودم کردی از نابودی و با مهر پروردی،فدای نام تو، بود و نبودم، میهن، ای میهن!   فزونتر، گر می مهرت اثر می کرد، چون دیدهبه حال پرعذابت می گشودم، میهن، ای میهن!   به هر مجلس، به هر زندان، به هر شادی، به هر ماتم،به هر حالت که بودم با تو بودم، میهن، ای میهن!   اگر مستم اگر هشیار، اگر خوابم اگر بیدار،-به سوی تو بود روی سجودم، میهن، ای میهن!   به دشت دل، گیاهی جز گل رویت نمی روید،من این زیبا زمین را آزمودم، میهن، ای میهن! 

مسکو، ۱۹۵۵