لاهوتی (غزلیات)/اعجاز تبسم

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو

 جان می دهد به من، جان...آواز را ببینید!   دل می رباید از من، دل...ناز را ببینید!   چشمش چو بر من افتد،دل را کند ز سینه.   سیمرغ می کند صید،شهباز را ببینید!   تا هر نفس به نوعیسازد مرا پریشان،   دم می دمد چو جادو،دمساز را ببینید!   از آشیان سینهیکسر کبوتر دل   در دام زلفش افتد،پرواز را ببینید!   دلمرده چون شوم من،با یک تبسم از نو   دل زنده ام نماید؛اعجاز را ببینید!   عشق جوان به میداندل می برد ز پیران؛   تا چون شود سرانجام،آغاز را ببینید! 

مسکو، فوریۀ ۱۹۳۹