لاهوتی (غزلیات)/آهوی آسمانی

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' لاهوتی (غزلیات)  از ابوالقاسم لاهوتی
(آهوی آسمانی)
'


 این آسمان نورد، به سوی تو می پرد،ما را در این هوا، به هوای تو می برد. 
 در مرتع کبود فلک، این هوانوردمانند آهویی است که آزاده می چرد. 
 ابر ستبر را، متلاشی کند چنانگرگی که از میانۀ یک گله بگذرد. 
 در هم درد ز گردش پروانه اش هواآنسان که دل، ز گردش چشم تو می درد. 
 جز یاد دوست، در سر ما، اندر این فضافکر دگر مجال ندارد که بگذرد. 
 خود را به این پرنده سپردم، کز این دیاربیرون برد مرا، به دیار تو بسپرد. 
 یاد دهان تنگ تو، در این دل هوازین بیشتر، بگو دل ما را نیفشرد. 
 مهر بتی به جان خریدی که هیچ وقت،لاهوتیا، تو را به پشیزی نمی خرد. 

از دوشنبه به کاگان، در هواپیما، دسامبر ۱۹۲۶