لاهوتی (غزلیات)/آهسته، آهسته

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' لاهوتی (غزلیات)  از ابوالقاسم لاهوتی
(آهسته، آهسته)
'


 شدم در آتش عشقت کباب، آهسته - آهستهبه من ساقی بزن از باده آب، آهسته - آهسته. 
 تو را دیدم شدم آنگونه مست چشم فتانتکه رفت از یاد من، جام شراب، آهسته - آهسته. 
 ز شوق پرسشت، اندر گلو پیچیده آوازم،مرنج از من، اگر گویم جواب، آهسته - آهسته. 
 به چشمت گو، کند دل را ز غم آزاد یکباره،در این دنیا که دیده است انقلاب آهسته، - آهسته؟ 
 صبا برداشت از رویت نقاب آهسته - آهسته،ز شرمت شد نهان، مه در سحاب، آهسته - آهسته. 
 سرم بر سینه ات، گویا نوازش می کنی، امانهی بر گردنم از مو، طناب آهسته - آهسته. 
 مرا از خود مران تا جان به آسایش دهم پیشت،چرا دور از تو میرم با عذاب، آهسته - آهسته؟ 
 دلم تنگ است ای مطرب، دهانت را شوم قربان،بخوان شعر و بزن یک دم رباب، آهسته - آهسته! 

ستالین آباد، ژوئیۀ ۱۹۳۹