لاهوتی (غزلیات)/آزادگی
ظاهر
| گر چرخ به کام ما نگردد، | کاری بکنیم تا نگردد. | |||||
| گوییم به او: مطیع ما گرد! | یا می گردد و یا نگردد. | |||||
| گر گشت، خوش است، ورنه ما دست | از او نکشیم تا نگردد. | |||||
| هرگز قد مردمان آزاد | با هیچ فشار تا نگردد. | |||||
| در پنجهٔ اقتدار مردان | نبود گرهی که وا نگردد. | |||||
| گر مرد فنا شود به گیتی، | هرگز اثرش فنا نگردد. | |||||
| پروردهٔ ناز و نعمت، آگاه | از حال دل گدا نگردد. | |||||
| لاهوتی اگر بمیرد از رنج، | تسلیم به اغنیا نگردد. | |||||
باکو، سپتامبر ۱۹۲۲