فرخی سیستانی (قطعات)/ای دوستی نموده و پیوسته دشمنی

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' فرخی سیستانی (قطعات)  از فرخی سیستانی
(ای دوستی نموده و پیوسته دشمنی)
'


 ای دوستی نموده و پیوسته دشمنیدر شرط ما نبود که با من تو این کنی 
 دل پیش من نهادی و بفریفتی مراآگه نبوده‌ام که همی دانه افکنی 
 پنداشتم همی که دل از دوستی دهیبر تو گمان که برد که تو دشمن منی 
 دل دادن تو از پی آن بود تا مرااندر فریبی و دلم از جای برکنی 
 کشتی مرا به دوستی و کس نکشته بودزین زارتر کسی را هرگز به دشمنی 
 بستی به مهر با دل من چند بار عهداز تو نمی‌سزد که کنون عهد بشکنی 
 با تو رهیت را چو به دل ایمنی نبودزین پس به جان چگونه بود بر تو ایمنی 
 خرمن ز مرغ گرسنه خالی کجا بودما مرغکان گرسنه‌ایم و تو خرمنی