فخرالدین عراقی (غزلیات)/گر ز شمعت چراغی افروزیم
ظاهر
| گر ز شمعت چراغی افروزیم | خرمن خویش را بدان سوزیم | |||||
| در غمت دود آن به عرش رسد | آتشی، کز درون برافروزیم | |||||
| آفتاب جمال بر ما تاب | زانکه ما بیرخت سیه روزیم | |||||
| تا ببینیم روی خوبت را | از دو عالم دو دیده بردوزیم | |||||
| مایهی جان و دل براندازیم | به ز عشقت چه مایه اندوزیم؟ | |||||
| همچو طفلان به مکتب حسنت | ابجد عشق را بیاموزیم | |||||
| در غم عشق اگر رود سر ما | ای عراقی، برو، که بهروزیم | |||||