فخرالدین عراقی (غزلیات)/چه کردم؟ دلبرا، از من چه دیدی؟
ظاهر
| چه کردم؟ دلبرا، از من چه دیدی؟ | که کلی از من مسکین رمیدی | |||||
| چه افتادت که از من سیر گشتی؟ | چرا یک بارگی از من بریدی؟ | |||||
| من از عشقت گریبان چاک کردم | تو خوش خوش دامن از من در کشیدی | |||||
| نگویی تا چه بد کرد بجایت؟ | که روی نیکو از من در کشیدی | |||||
| بسی گفتم که: مشنو گفت دشمن | علی رغم من مسکین شنیدی | |||||
| اگر کام تو دشمن کامیم بود | به کام خویشتن، باری، رسیدی | |||||
| چرا کردی به کام دشمنانم؟ | نگویی تا: درین معنی چه دیدی؟ | |||||
| به تیر غمزه جان و دل چه دوزی؟ | که از رخ پردهی صبرم دریدی | |||||
| نچیده یک گل از بستان شادی | ز غم صد خار در جانم خلیدی | |||||
| مکن آزاد مفروشم، اگر چه | به خوبی صد چو من بنده خریدی | |||||
| گزیدی هر کسی را بهر کاری | عراقی را ز بهر غم گزیدی | |||||