فخرالدین عراقی (غزلیات)/ندیدم در جهان کامی دریغا
ظاهر
| ندیدم در جهان کامی دریغا | بماندم بیسرانجامی دریغا | |||||
| گوارنده نشد از خوان گیتی | مرا جز غصهآشامی دریغا | |||||
| نشد از بزم وصل خوبرویان | نصیب بخت من جامی دریغا | |||||
| مرا دور از رخ دلدار دردی است | که آن را نیست آرامی دریغا | |||||
| فرو شد روز عمر و بر نیامد | از آن شیرین لبش کامی دریغا | |||||
| درین امید عمرم رفت کاخر: | کند یادم به پیغامی دریغا | |||||
| چو وادیدم عراقی نزد آن دوست | نمیارزد به دشنامی دریغا | |||||