فخرالدین عراقی (غزلیات)/شدم از عشق تو شیدا، کجایی؟
ظاهر
| شدم از عشق تو شیدا، کجایی؟ | به جان میجویمت جانا، کجایی؟ | |||||
| همی پویم به سویت گرد عالم | همی جویم تو را هر جا، کجایی؟ | |||||
| چو تو از حسن در عالم نگنجی | ندانم تا تو چونی، یا کجایی؟ | |||||
| چو آنجا که تویی کس را گذر نیست | ز که پرسم، که داند؟ تا کجایی؟ | |||||
| تو پیدایی ولیکن جمله پنهان | وگر پنهان نهای، پیدا کجایی؟ | |||||
| ز عشقت عالمی پر شور و غوغاست | چه دانم تا درین غوغا کجایی؟ | |||||
| فتاد اندر سرم سودای عشقت | شدم سرگشته زین سودا، کجایی؟ | |||||
| درین وادی خونخوار غم تو | بماندم بی کس و تنها، کجایی؟ | |||||
| دل سرگشتهی حیران ما را | نشانی در رهی بنما، کجایی؟ | |||||
| چو شیدای تو شد مسکین عراقی | نگویی: کاخر، ای شیدا، کجایی؟ | |||||