فخرالدین عراقی (غزلیات)/در سرم عشق تو سودایی خوش است
ظاهر
| در سرم عشق تو سودایی خوش است | در دلم شوقت تمنایی خوش است | |||||
| ناله و فریاد من هر نیمشب | بر در وصلت تقاضایی خوش است | |||||
| تا نپنداری که بیروی خوشت | در همه عالم مرا جایی خوش است | |||||
| با سگان گشتن مرا هر شب به روز | بر سر کویت تماشایی خوش است | |||||
| گرچه میکاهد غم تو جان من | یاد رویت راحت افزایی خوش است | |||||
| در دلم بنگر، که از یاد رخت | بوستان و باغ و صحرایی خوش است | |||||
| تا عراقی والهی روی تو شد | در میان خلق رسوایی خوش است | |||||