فخرالدین عراقی (غزلیات)/در حلقهی فقیران قیصر چه کار دارد؟
ظاهر
| در حلقهی فقیران قیصر چه کار دارد؟ | در دست بحر نوشان ساغر چه کار دارد؟ | |||||
| در راه عشقبازان زین حرفها چه خیزد؟ | در مجلس خموشان منبر چه کار دارد؟ | |||||
| جایی که عاشقان را درس حیات باشد | ایبک چه وزن آرد؟ سنجر چه کار دارد؟ | |||||
| جایی که این عزیزان جام شراب نوشند | آب زلال چبود؟ کوثر چه کار دارد؟ | |||||
| وآنجا که بحر معنی موج بقا برآرد | بر کشتی دلیران لنگر چه کار دارد؟ | |||||
| در راه پاکبازان این حرفها چه خیزد؟ | بر فرق سرفرازان افسر چه کار دارد؟ | |||||
| آن دم که آن دم آمد، دم در نگنجد آنجا | جایی که ره برآید، رهبر چه کار دارد؟ | |||||
| دایم، تو ای عراقی، میگوی این حکایت: | با بوی مشک معنی، عنبر چه کار دارد؟ | |||||