فخرالدین عراقی (غزلیات)/در جهان گر نه یار داشتمی
ظاهر
| در جهان گر نه یار داشتمی | با جهان خود چه کار داشتمی؟ | |||||
| دست کی شستمی به خون جگر | گر به کف در نگار داشتمی؟ | |||||
| گر نبردی قرار و آرامم | حالی، آخر قرار داشتمی | |||||
| ور مرا عشوه کمترک دادی | قول او استوار داشتمی | |||||
| ور به کارم دمی نظر کردی | به ازین کار و بار داشتمی | |||||
| دل اگر در میانه گم نشدی | دلبر اندر کنار داشتمی | |||||
| با سپاه غمت برآمدمی | با خود ار بخت یار داشتمی | |||||
| با عراقی، اگر دلاورمی | روز و شب کارزار داشتمی | |||||