فخرالدین عراقی (غزلیات)/بر من نظری کن، که منت عاشق زارم
ظاهر
| بر من نظری کن، که منت عاشق زارم | دلدار و دلارام به غیر از تو ندارم | |||||
| تا خار غم عشق تو در پای دلم شد | بیروی تو گلهای چمن خار شمارم | |||||
| نی طاقت آن تا ز غمت صبر توان کرد | نی فرصت آن تا نفسی با تو برآرم | |||||
| تا شام درآید، ز غمت، زار بگریم | باشد که به گوش تو رسد نالهی زارم | |||||
| کم کن تو جفا بر دل مسکین عراقی | ورنه، به خدا، دست به فریاد برآرم | |||||