فخرالدین عراقی (غزلیات)/ای که از لطف سراسر جانی
ظاهر
| ای که از لطف سراسر جانی | جان چه باشد؟ که تو صد چندانی | |||||
| تو چه چیزی؟ چه بلایی؟ چه کسی؟ | فتنهای؟ شنقصهای؟ فتانی؟ | |||||
| حکمت از چیست روان بر همه کس؟ | کیقبادی؟ ملکی؟ خاقانی؟ | |||||
| به دمی زنده کنی صد مرده | عیسیی؟ آب حیاتی؟ جانی؟ | |||||
| به تماشای تو آید همه کس | لالهزاری؟ چمنی؟ بستانی؟ | |||||
| روی در روی تو آرند همه | قبلهای؟ آینهای؟ جانانی؟ | |||||
| در مذاق همه کس شیرینی | انگبینی؟ شکری؟ سیلانی؟ | |||||
| گر چه خردی، همه را در خوردی | نمکی؟ آب روانی؟ نانی؟ | |||||
| آرزوی دل بیمار منی | صحتی؟ عافیتی؟ درمانی؟ | |||||
| گه خمارم شکنی، گه توبه | می نابی؟ فقعی؟ رمانی؟ | |||||
| دیدهی من به تو بیند عالم | آفتابی؟ قمری؟ اجفانی؟ | |||||
| همه خوبان به تو آراستهاند | کهربایی؟ گهری؟ مرجانی؟ | |||||
| مهر هر روز دمی در بندهات | سحری؟ صبحدمی؟ خندانی؟ | |||||
| همه در بزم ملوکت خوانند | قصهای؟ مثنویی؟ دیوانی؟ | |||||