فخرالدین عراقی (غزلیات)/ای همه میل دل من سوی تو
ظاهر
| ای همه میل دل من سوی تو | قبلهی جان چشم تو و ابروی تو | |||||
| نرگس مستت ربوده عقل من | برده خوابم نرگس جادوی تو | |||||
| بر سر میدان جانبازی دلم | در خم چوگان ز زلف و گوی تو | |||||
| آمدم در کوی امید تو باز | تا مگر بینم رخ نیکوی تو | |||||
| من جگر تفتیده بر خاک درت | آب حیوان رایگان در جوی تو | |||||
| ای امید من، روا داری مگر؟ | باز گردم ناامید از کوی تو | |||||
| لطف کن، دست جفا بر من مدار | من ندارم طاقت بازوی تو | |||||
| روزگاری بودهام بر درگهت | چشم امیدم بمانده سوی تو | |||||
| تا مگر بینم دمی رنگ رخت | تا مگر یابم زمانی بوی تو | |||||
| چون ندیدم رنگ رویت، لاجرم | ماندهام در درد بیداروی تو | |||||
| بر من مسکین عاجز رحم کن | چون فروماندم ز جست و جوی تو | |||||
| در غم تو روزگارم شد دریغ! | ناشده یک لحظه همزانوی تو | |||||
| هم مشام جانم آخر خوش شود | از نسیم جان فزای موی تو | |||||
| خود عراقی جان شیرین کی دهد؟ | تا به کام دل نبیند روی تو | |||||