فخرالدین عراقی (غزلیات)/ای ز فروغ رخت تافته صد آفتاب
ظاهر
| ای ز فروغ رخت تافته صد آفتاب | تافتهام از غمت، روی ز من بر متاب | |||||
| زنده به بوی توام، بوی ز من وامگیر | تشنهی روی توام، باز مدار از من آب | |||||
| از رخ سیراب خود بر جگرم آب زن | کز تپش تشنگی شد جگر من سراب | |||||
| تافته اندر دلم پرتو مهر رخت | میکنم از آب چشم خانهی دل را خراب | |||||
| روز ار آید به شب بی رخ تو چه عجب؟ | روز چگونه بود چون نبود آفتاب؟ | |||||
| چون به سر کوی تو نیست تنم را مقام | چون به بر لطف تو نیست دلم را مب | |||||
| فخر عراقی به توست، عار چه داری ازو؟ | نیک و بد و هرچه هست، هست بتوش انتساب | |||||