فخرالدین عراقی (غزلیات)/ای دیده، بدار ماتم دل
ظاهر
| ای دیده، بدار ماتم دل | کو در خطری فتاد مشکل | |||||
| خون شد ز فراق یار و از یار | جز خون جگر دگر چه حاصل؟ | |||||
| عمری بتپید بر در یار | آن خسته جگر، چو مرغ بسمل | |||||
| چون دید به عاقبت که دلدار | در خانهی او نکرد منزل | |||||
| دل در پی وصل یار جان داد | و آن یار نشد، دریغ، حاصل | |||||
| بر خاک درش فتاد و جان داد | آن قطرهی خون، که خوانیش دل | |||||
| چون یاور نیست بخت با ما | از بهر چه میسرشتمان گل؟ | |||||
| ای کاش که بود ما نبودی! | کز بودن ماست کار باطل | |||||
| ای یار، مبر ز من به یک بار | پیوسته ازین شکسته مگسل | |||||
| در بحر فراق تو فتادم | دریاب، مگر فتم به ساحل | |||||
| مگذار که هم چنین بماند | بیچاره عراقی از تو غافل | |||||