فخرالدین عراقی (غزلیات)/ای دل و جان عاشقان شیفتهی لقای تو
ظاهر
| ای دل و جان عاشقان شیفتهی لقای تو | سرمهی چشم خسروان خاک در سرای تو | |||||
| مرهم جان خستگان لعل حیات بخش تو | دام دل شکستگان طرهی دلربای تو | |||||
| در سر زلف و خال تو رفت دل همه جهان | کیست که نیست در جهان عاشق و مبتلای تو؟ | |||||
| دست تهی به درگهت آمدهام امیدوار | لطف کن ار چه نیستم در خور مرحبای تو | |||||
| آینهی دل مرا روشنیی ده از نظر | بو که ببینم اندر او طلعت دلگشای تو | |||||
| جام جهان نمای من روی طرب فزای توست | گر چه حقیقت من است جام جهان نمای تو | |||||
| آرزوی من از جهان دیدن روی توست و بس | رو بنما، که سوختم از آرزوی لقای تو | |||||
| کام دلم ز لب بده، وعدهی بیشتر مده | زان که وفا نمیکند عمر من و وفای تو | |||||
| نیست عجب اگر شود زنده عراقی از لبت | کاب حیات میچکد از لب جان فزای تو | |||||