فخرالدین عراقی (غزلیات)/از میکده تا چه شور برخاست؟
ظاهر
| از میکده تا چه شور برخاست؟ | کاندر همه شهر شور و غوغاست | |||||
| باری، به نظارهای برون آی | کان روی تو از در تماشاست | |||||
| پنهان چه شوی؟ که عکس رویت | در جام جهان نمای پیداست | |||||
| گل گر ز رخ تو رنگ ناورد | رنگ رخش آخر از چه زیباست؟ | |||||
| ور نه به جمال تو نظر کرد | چشم خوش نرگس از چه بیناست؟ | |||||
| ور سرو نه قامت تو دیده است | او را کشش از چه سوی بالاست | |||||
| تا یافت بنفشه بوی زلفت | ما را همه میل سوی صحراست | |||||
| ما را چه ز باغ لاله و گل؟ | از جام، غرض می مصفاست | |||||
| جز حسن و جمال تو نبیند | از گلشن و لاله هر که بیناست | |||||