فخرالدین عراقی (غزلیات)/از دل و جان عاشق زار توام
ظاهر
| از دل و جان عاشق زار توام | کشتهی اندوه و تیمار توام | |||||
| آشتی کن بامن، آزرمم بدار، | من نه مرد جنگ و آزار توام | |||||
| گر گناهی کردهام بر من مگیر | عفو کن، من خود گرفتار توام | |||||
| شاید ار یکدم غم کارم خوری | چون که من پیوسته غمخوار توام | |||||
| حال من میپرس گه گاهی به لطف | چون که من رنجور و بیمار توام | |||||
| چون عراقی نیستم فارغ ز تو | روز و شب جویای دیدار توام | |||||