فخرالدین عراقی (آغاز کتاب)/نقل کن از وبال کفر بدین
ظاهر
| نقل کن از وبال کفر بدین | مصطفی را دلیل مطلق بین | |||||
| خاتم انبیاء، رسول هدی | صاحب جبرئیل، امین خدا | |||||
| قصد و مقصود و آخر و اول | اولین خلق و آخرین مرسل | |||||
| پادشاه دیار جود و وجود | مقصد علم و عالم مقصود | |||||
| حافظ صفحهی معانی دل | چشمهی آب زندگانی دل | |||||
| صوفی خانقاه الرحمان | عالم علم «علم القرآن» | |||||
| آنکه پوشیده خلعت «لولاک» | وز بلندیش پست شد افلاک | |||||
| خواجهی بارگاه کونین اوست | سالک راه قاب قوسین اوست | |||||
| تیر دینش چو بر نشانه زدند | پنج نوبت به هفت خانه زدند | |||||
| شرعش از علم گسترید فنون | در نواحی چرخ بوقلمون | |||||
| چاکرش آفتاب و بنده سهیل | روی او «والضحی» و مو «واللیل» | |||||