غزل‌های فرخی یزدی/سوگواران را مجال بازدید و دید نیست

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' غزل‌های فرخی یزدی  از فرخی یزدی
(سوگواران را مجال بازدید و دید نیست)
'
این شعر را فرخی در سال ۱۳۱۸ در زندان قصر سروده است


 سوگواران را مجال بازدید و دید نیستبازگرد ای عید از زندان که ما را عید نیست 
 گفتن لفظ مبارک باد طوطی در قفسشاهد آیینه دل داند که جز تقلید نیست 
 عید نوروزی که از بیداد ضحاکی عزاستهر که شادی می کند از دورهٔ جمشید نیست 
 سر به زیر از آن بدارم من که دیگر این زمانبا من آن مرغ غزل‌خوانی كه می‌نالید نیست 
 بی‌گناهی گر به زندان مُرد با حال تباهظالم مظلوم‌کش هم تا ابد جاوید نیست 
 هر چه عریان‌تر شدم گردید با من گرم‌ترهیچ یار مهربانی بهتر از خورشید نیست 
 وای بر شهری که در آن مزد مردان درستاز حکومت غیر حبس و کشتن و تبعید نیست 
 صحبت عفو عمومی راست باشد یا دروغهر چه باشد از حوادث فرخی نومید نیست