شیخ بهائی (نان و پنیر)/داشت هر ذاتی، چو در علم ازل

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
شیخ بهایی (نان و پنیر) توسط شیخ بهایی
(داشت هر ذاتی، چو در علم ازل)

 داشت هر ذاتی، چو در علم ازلخواهش خود را به نوعی از عمل   بالسان حال کرد از حق سالتا میسر سازدش در لایزال   گر میسر خیر شد، توفیق دانگر میسر شر بشد، خذلانش خوان   نی میسر این جز الحان سالگرچه بی‌مسول فعل آمد محال   لوم، پس عائد به اهل شر بودذیل عدل حق، از آن اطهر بود   لم این مرموز اسرار خداستخوض دادن عقل را، در وی خطاست   گر به علم و حکمت حق قائلیبر تو منحل می‌شود، بی‌مشکلی   ورنه اول رو تتبع کن علومخاصه، تشریح و ریاضی و نجوم   بین چه حکمتهاست در دور سپهربین چه حکمتهاست در تنویر مهر   بین چه حکمتهاست در خلق جهانبین چه حکمتهاست در تعلیم جان   بین چه حکمتهاست در خلق نباتبین چه حکمتهاست در این میوه‌جات   صافی این علمها خواهی اگررو به «توحید مفضل» کن نظر   کاندر آن از خان علم الهبشنوی با حق، بیان ای مرد راه   علم و دانش، جمله ارث انبیاستانبیا را علم، از نزد خداست   خواندن صوری نشد صورت پذیراز معانی تنیست دانا را گزیر   نفس چون گردد مهیای قبولعلم از ایشان می‌کند در پی نزول   غایتش، گاهی میانجی حاصل استمثل عقلی کاو به ایشان واصل است   عقل از بند هوی چون وارهدروی وجهت سوی علیین کند   انبیا را چیست تعلیم عقول؟گوش کن گر نیستی ز اهل فضول   کشف سر است آنچه بتوانند دیدنقل ذکر است آنچه باشدشان شنید