شیخ بهائی (نان و حلوا)/نان و حلوا چیست؟ اسباب جهان
ظاهر
| نان و حلوا چیست؟ اسباب جهان | کافت جان کهانست و مهان | |||||
| آنکه از خوف خدا دورت کند | آنکه از راه هدی دورت کند | |||||
| آنکه او را بر سر او باختی | وز ره تحقیق، دور انداختی | |||||
| تلخ کرد این نان و حلوا کام تو | برد آخر، رونق اسلام تو | |||||
| برکن این اسباب را از بیخ و بن | دل دل، این نارهوس را سرد کن | |||||
| آتش اندر زن در این حلوا و نان | وارهان خود را از این باد گران | |||||
| از پی آن میدوی از جان و دل | وز پی این ماندهای چون خر به گل | |||||
| الله الله، این چه اسلام است و دین | ترک شد آئین رب العالمین | |||||
| جمله سعیت، بهر دنیای دنی است | بهر عقبی، میندانی، سعی چیست | |||||
| در ره آن موشکافی، ای شقی | در ره این، کند فهم و احمقی | |||||