شیخ بهائی (نان و حلوا)/ایها اللاهی عن العهد القدیم

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
شیخ بهایی (نان و حلوا) توسط شیخ بهایی
(ایها اللاهی عن العهد القدیم)

 ایها اللاهی عن العهد القدیمایها الساهی عن النهج القویم   استمع ماذا یقول العندلیبحیث یروی من احادیث الحبیب   مرحبا؛ ای بلبل دستان حی!کامدی، از جانب بستان حی   یا برید الحی! اخبرنی بماقاله فی حقنا، اهل الحما   هل رضوا عنا و مالوا للوفاام علی الهجر استمرو اوالجفا   مرحبا، ای پیک فرخ فال ما!مرحبا، ای مایه‌ی اقبال ما!   مرحبا، ای عندلیب خوش نوا!فارغم کردی، ز قید ماسوا   ای نواهای تو نار مصدهزد به هر بندم هزار آتشکده   مرحبا،ای طوطی شکر شکن!قل فقد اذهبت عن قلبی الحزن   بازگو از نجد و از یاران نجدتا در و دیوار را آری به وجد   بازگو از «زمزم» و «خیف» و «منا»وارهان دل از غم و جان از عنا   بازگو از مسکن و مأوای مابازگو از یار بی‌پروای ما   آنکه از ما، بی‌سبب افشاند دستعهد را ببرید و پیمان را شکست   از زبان آن نگار تند خواز پی تسکین دل، حرفی بگو   یاد ایامی که با ما داشتیگاه خشم از ناز و گاهی آشتی   ای خوش آن دوران که گاهی از کرمدر ره مهر و وفا می‌زد قدم