شیخ بهائی (غزلیات)/مضی فی غفلة عمری، کذلک یذهب الباقی
ظاهر
| مضی فی غفلة عمری، کذلک یذهب الباقی | ادر کأسا و ناولها، الا یا ایها الساقی | |||||
| شراب عشق، میسازد تو را از سر کار آگه | نه تدقیقات مشایی، نه تحقیقات اشراقی | |||||
| الا یاریح! ان تمرو علی وادی أخلایی | فبلغهم تحیاتی و نبهم باشواقی | |||||
| وقل یا سادتی انتم بنقض العهد عجلتم | و انی ثابت باق علی عهدی و میثاقی | |||||
| بهایی، خرقهی خود را، مگر آتش زدی، کامشب | جهان، پر شد ز دود کفر و سالوسی و زراقی | |||||